در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١ - تمايلات عرفانى؛ خودشكوفا يا ناخودشكوفا
تصور كرد و وقوع آن را بعيد ندانست. گاهى در همين زمان مىشنويم كه براى مثال، طفل سه سالهاى، علومى را فرا گرفته كه حتى نوجوانهاى چهارده، پانزده ساله نيز توان يادگيرى آن را ندارند، يا اينكه كودكى چهارساله حافظ كل قرآن كريم است. نمونه بارز اين عصر را مىتوان حافظ قرآن و نهجالبلاغه، دكتر محمدحسين طباطبايى دانست كه توانايىهاى ذهنى او جهانيان را شگفتزده كرده است. چنين افرادى كه گهگاه يافت مىشوند آيات الهى هستند و وجودشان نشان دهنده اين است كه خداوند مىتواند انسانهايى استثنايى بيافريند كه توانايىها و استعدادهايشان بسيار كاملتر و برتر از افراد عادى و معمولى باشد.
در هر حال در اينجا سخن ما بر سر اين موارد استثنايى و نادر نيست؛ بلكه بحث از افراد عادى و متعارف نظير خودمان است كه زندگى، تمايلات و ادراكاتى كم و بيش مشابه داريم. در انسانهاى معمولى نظير ما، ميل و گرايشى نهفته به خدا و معنويات وجود دارد كه در ابتدا براى خود ما نيز چندان واضح نيست و اگر بخواهيم ظهور كند و آشكارا خود را نشان دهد، بايد خود تلاش كنيم و نقاب از چهره آن برگيريم. پس از آن نيز رشد و شكوفايى هر چه بيشتر آن بستگى به مراقبت، توجه و پىگيرىهاى خود ما دارد و در هر حال، ظهور، كمال و بالندگى آن به طور خود به خود و غير اختيارى اتفاق نمىافتد.
مسأله «اخلاق» به معناى عام، و «عرفان» و «سير و سلوك» به معنايى كه علماى اخلاق و عرفان مطرح مىكنند؛ درباره چنين مقولهاى است. اساس همه مطالب و مباحث در اخلاق، عرفان و سير و سلوك بر اين است كه نوعى از كمال وجود دارد كه روح انسان استعداد نيل و اتصاف به آن را دارد؛ ولى نخست درك نياز به اين كمال نيازمند فعاليت خود ما است، و دوم، گام برداشتن در مسير رشد، تقويت و ارضاى اين خواست نيز به حركت و تلاش خود انسان بستگى دارد. در شرف، فضيلت و قدر و منزلت اين ميل همين بس كه در واقع، بعثت انبيا و همه تلاشها و كوششهاى پيامبران و اوصياى