در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٧ - نمازهاى بى روح!
مگوييد. گرچه ظاهر اين آيه، مستى و گيجى و غفلت ناشى از خوردن شراب است؛ ولى با توجه به تعليلى كه در آن ذكر گرديده، خطاب آيه در واقع به همه كسانى است كه در حال غفلت و بىخبرى به نماز مىايستند و با خدا سخن مىگويند. تعليل آيه براى نهى از نماز در حال مستى اين است: حَتّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون؛ تا بدانيد چه مىگوييد؛ يعنى انسان مست چون نمىفهمد كه چه مىگويد، از اين رو نبايد به نماز نزديك شود. با اين حساب، همه كسانى كه در حال نماز از خدا غافلند و هوش و حواسشان در جايى ديگر است؛ مشمول اين تعليل مىگردند؛ چرا كه آنان نيز نمىفهمند كه چه مىگويند.
بنابراين، اينكه ما از نمازهايمان بهرهاى نمىبريم و رشد و تكاملى از ناحيه آن در خود احساس نمىكنيم علتش اين است كه نمازهاى ما واقعاً نماز نيست. اميدواريم كه دستكم مُسقط تكليف باشد! حداكثر اثر نماز امثال بنده اين است كه در قبر و قيامت مؤاخذه نمىشويم؛ چرا نماز نخواندهايم؛ ولى هيچ بهره معنوى و تكاملى از آن نمىبريم. متأسفانه بسيارى از ما اهميت و بهاى لازم را به نماز نمىدهيم. ما آنگاه كه خيلى مقدس شويم و بخواهيم خوب و مؤمن باشيم سعى مىكنيم قرائت و تجويدمان را درست كنيم و نمازمان را با صوت و لحنى زيبا بخوانيم! فكر مىكنيم نهايت چيزى كه بايد در نماز مراقب آن باشيم اين است كه حروف آن را از مخرج ادا كنيم و غافليم از اينكه اينگونه مسايل، تنها ظاهر و كالبد نماز است و حقيقت و روح نماز چيز ديگرى است. اين امور بيشتر حالت نمادين و سمبليك دارند و آنچه كه در حقيقت انسان را به خدا نزديك مىكند اين است كه دل و قلبش با خدا مرتبط شود. اين ظواهر بايستى در واقع نمودى از آن توجه و ارتباط قلبى باشد. حقيقت و روح نماز همان توجهات قلبى است و بدون آن، نماز كالبدى مرده است. آيا از كالبد مرده اميد حركت و تأثيرى هست؟!
اين گوهر گرانبها و بىبديل در اختيار ما است و ما متأسفانه به راحتى از كنار آن مىگذريم و بهاى چندانى به آن نمىدهيم. بسيارى، هنگامى كه درصدد پيمودن مسير