در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣١ - تبيين شاخصه هاى عرفان صحيح بر مبناى تحليلى عقلى
رسيدن به آن هدف است و هرگز اينگونه نيست كه بعضى از چيزهايى را كه در مصنوع خود قرار داده هيچ فايده و حكمتى نداشته و امرى كاملا لغو و اضافى، و يا بدتر از آن، مخرب و مانع باشد. از اين رو خداى متعال نيز كه خود حكيم مطلق و سرچشمه حكمت است، هر آنچه را كه در اختيار بشر قرار داده و در ساختمان وجودى او پيشبينى كرده است حتماً در راستاى هدف نهايى خلقت انسان است.
اكنون با توجه به اين مقدمات، به روشنى معلوم مىشود كه اولين ويژگى يك عرفان جامع و كاملْ «همه جانبه بودن» آن است. بر اساس تبيين و تحليلى كه ارائه داديم، آن عرفانى كه مد نظر ما است عرفانى است كه با به كار گرفتن تمامى امكانات، استعدادها و قواى انسان حاصل مىشود. در عرفانى كه در مسير صحيح گام برمىدارد هرگز اينگونه نيست كه برخى از قوا و امكانات و استعدادهاى وجودى انسان با هدف آن عرفان سازگار باشد و برخى كاملا بىتناسب و يا حتى ضد آن باشد. طبق بيان مذكور، خداوند حكيم كه ما را خلق كرده، هرچه را كه در وجود ما به وديعت نهاده براى آن است كه به كار بگيريم تا به مقصد برسيم. بر اساس اين تحليل معنا ندارد كه بگوييم بخشى از اين سرمايهها و استعدادهاى وجودى كه خداوند در اختيار ما قرار داده هيچ تأثيرى در نيل ما به مقصد ندارد و وجود آنها لغو است و يا حتى ضديت دارد و بايد آنها را به كلى از بين ببريم و از صفحه وجود و لوح ضميرمان محو كنيم! اين مسأله نياز به آيه و روايت ندارد و حتى اگر هيچ آيه و روايتى هم نباشد عقل ما مستقلا و بر اساس «حكمت» الهى، چنين ادراكى دارد كه همه قوا و امكانات و استعدادهايى كه خداوند در وجود انسان به وديعت نهاده است به نوعى با كمال نهايى و هدف از خلقت او ارتباط دارد و اينگونه نيست كه برخى ازلغو و بىفايده و يا حتى مضرّ و مخرّب باشد.
اگر بخواهيم اين مطلب را به زبان عرفانى و با اصطلاحات عرفا بيان كنيم، مسأله اين است كه مقام «انسان كامل» مقام «مظهريت جميع اسما و صفات الهى» است و انسان كامل كه مقصود نهايى عرفان است كسى است كه تمامى اسما و صفات الهى در او بروز و