در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - پيشينه عرفان در جوامع انسانى
عيسى(عليه السلام) چون از جانب مردم جامعه خود بسيار تحت فشار بودند به دامان كوهها و بيابانها پناه برده بودند و در شرايط بسيار سختى زندگى مىكردند. اين نحوه زندگى كه حواريون حضرت عيسى(عليه السلام) تقريباً تحت شرايطى اضطرارى بدان روى آوردند تلويحاً مورد تأييد و مرضىّ خداى متعال نيز قرار گرفت:
وَرَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ؛[١] و ترك دنيايى كه از پيش خود درآوردند و ما آن را برايشان مقرر نكرديم مگر براى آن كه كسب خشنودى خدا كنند.
از اين رو نسبت به مسيحيان اگر بخوانيم و بشنويم كه آنان توجه زيادى به معنويات و مسايل روحى داشتهاند تعجب نمىكنيم. امروزه نيز در ميان مسيحيان كم و بيش چنين افراد و روحياتى يافت مىشوند.
به هر حال تقريباً مسلّم است كه اصل مسأله توجه به فضايل معنوى و كمالات روحى چيزى است كه ريشه در دين و تعاليم وحيانى دارد و از ثمرات آن محسوب مىشود؛ به ويژه بر اساس اعتقادات ما كه ظهور اولين بشر بر روى كره زمين (حضرت آدم(عليه السلام)) را با ظهور اولين دين الهى همراه و همزمان مىدانيم.
از سوى ديگر در طول هزاران سال، مرامها، مسلكها و فرقههاى متعددى در اين وادى ظهور يافتهاند. بررسى تكتك اين فرقهها و مسلكها و تاريخچه پيدايش، گرايشها، انديشهها، اعتقادات، خط و ربطها و خدمتها و خيانتهاى سردمداران آنها بحثى است مبسوط كه مجالى مستقل را مىطلبد و در اينجا قصد پرداختن به آن را نداريم. آنچه در اينجا براى ما مهم است شناخت عرفان صحيح اسلامى و راه درست سير و سلوك الهى است. اجمالا مىدانيم كه در ميان مسلمانان نيز طوايف مختلفى با نام عرفان پديد آمده كه هر يك داعيه اسلامى بودن را نيز يدك مىكشند و مدعى عرفان
[١] حديد (٥٧)، ٢٧.