در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٧ - پيشينه عرفان در جوامع انسانى
بتپرستى شده و پرستش خداوند جاى خود را به عبادت بتها داده است؛ آن هم بتهاى عجيب و غريبى كه در مورد برخى از آنها زبان حتى از ذكر نامشان شرم دارد! اعتقاد به پيامبران و پيروى از آنان نيز در اثر تحريفها و انحرافها كارش به آنجا كشيد كه برخى پيامبران را پسر خدا و صورت متجسّد او ناميدند و مورد پرستش قرار دادند! همچنين خرافات و اباطيل فراوانى در مورد معاد و آخرت جعل شده است.
اين حكايت علاوه بر اصول عقايد و مسايل نظرى، در احكام و قوانين و مسايل عملى اديان الهى نيز سارى و جارى است و در اين بخش نيز پيوسته تحريفها و انحرافهايى صورت پذيرفته است. اين تحريفها و انحرافها گاهى به حدى مىرسيد كه تقريباً جز نامى از آن شريعت باقى نمىماند و كاملا مسخ مىگرديد، به طورى كه پيامبران بعد بايستى مبعوث مىشدند تا دين واقعى و اصلى را به مردم معرفى كنند.
حال در نظر بگيريد كه اگر در مورد احكام و مسايل عملى اديان كه امورى ملموس و عينىاند چنين انحرافات گستردهاى رخ داده، در مسايل عرفانى كه نه حسّى هستند و نه الفاظ به درستى مىتوانند حقيقت و واقعيت آنها را بيان كنند، احتمال و امكان وقوع تحريف و انحراف تا چه حد خواهد بود. انحرافها و اعوجاجهايى كه در اين بخش از تعاليم اديان آسمانى صورت گرفته، معمولا بسيار گستردهتر و بيشتر از ساير بخشها است. در اين ميان، افراط و تفريطهايى كه در بسيارى از مسايل دامنگير انسانها مىشود و نيز هواهاى نفسانى افراد، عاملى مؤثر در وقوع اين تحريفها و انحرافها بوده است.
گرچه راه عرفان و كسب فضايل معنوى ذاتاً با هواهاى نفسانى در تضاد است و سازگارى ندارد؛ ولى فراموش نكنيم كه شيطان لعين استاد تلبيس و فريبكارى است. اين دشمن قسمخورده انسان (فَبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِين)[١] در كار خود چنان استاد است كه چيزى را كه واقعيت آن چيزى جز تبعيت از هواى نفس نيست به گونهاى توجيه و تفسير
[١] ص (٣٨)، ٨٢.