در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - ردّ پاى استعمار در عرفان سازى و ترويج صوفى گرى
بدين ترتيب يكى ديگر از اركان مهم اين عرفان بدلى، علاوه بر جدايى مردم و افراد از سياست و مسايل اجتماعى، فاصله انداختن بين مردم و روحانيت است؛ چرا كه روحانيت با هدايتها و روشنگرىهاى خود مىتواند براى قدرتهاى استعمارى و منافع آنان بسيار خطرناك باشد. البته امريكا و انگليس و ساير استعمارگران از قبل هم كم و بيش نسبت به قدرت روحانيت و خطر آنان براى خود و منافعشان واقف شده بودند؛ ولى پيروزى انقلاب اسلامى در ايران به رهبرى روحانيت و امام خمينى(رحمه الله) اين مسأله را بيش از پيش براى آنان آشكار ساخت و از اين رو آنان تلاش خود را براى مقابله با اين خطر و جدايى مردم از روحانيت چند برابر كردند.
در هر صورت در پيمودن مسير عرفان بايد بسيار محتاط و هشيار بود، چرا كه دامهاى بسيارى در اين راه گسترده شده و خطر انحراف به شدت رهرو و سالك را تهديد مىكند. امروزه استعمارگران «تصوف» را در واقع به انگيزه مبارزه با اسلام علَم كردهاند و به نام اسلام و عرفان درصدد بركندن ريشه اسلام و عرفان حقيقىاند. متأسفانه بايد اعتراف كنيم كه عدهاى افراد سادهلوح نيز فريب اين دغلبازان را خورده و در دام اين عرفانها و اسلامهاى جعلى و انحرافى گرفتار شدهاند.