شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - 2 مديريّت و ربوبيّت تكوينى الاهى
گمراه مىكنند. در اين صورت اگر خداوند آنها را رحمت كند بر خلاف حكمت خود كار كرده است. به هر حال كسانى كه شايستگى رحمت را ندارند، مىتوانند اميدوار باشند كه با پيدا كردن يك حال مخصوصْ مشمول فيض الاهى گشته و سرريز رحمت پروردگار به آنها نيز برسد.
ايمان، توجه، و توسّل به اوليا موجب پيدايش اين گنجايش است و حكمت نيز اقتضا مىكند كه مشمول سرريز رحمت الاهى گردند. چرا كه اصل رحمت شامل وجود مقدس خاتم انبيا(صلى الله عليه وآله) و اهلبيت آن حضرت(عليهم السلام) گشته و سرريز آن به كسانى كه خود را در معرض آن قرار داده و هنوز مشمول غضب الاهى نشدهاند خواهد رسيد.
* * *
اِلهي كَأَنّي بِنَفْسي واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلي عَلَيْكَ فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَني بِعَفْوِك؛ خداوندا، گويا خودم را روبهروى تو مىبينم در حالى كه توكّل من بر تو بر سر من سايه افكنده است. پس تو آنچه را كه خود شايسته آن هستى به من مىگويى و مرا مشمول عفو خود مىفرمايى.
در اين فراز از مناجات، انسان خود را اينگونه فرض مىكند كه در پيشگاه الاهى ايستاده و مىداند كه شايستگى رحمت ندارد ولى ابر رحمتى بر او سايه افكنده و آن به خاطر توكّلى است كه بر خداوند دارد، چرا كه براى اعمال خود هيچ ارزشى قائل نيست و تنها كار خود را به خداوند واگذار كرده تا او را ببخشد. بنابراين عرض مىكند: