شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨ - 2 شيطان جنّى
يك خاطره سودمند
تازه ازدواج كرده بودم كه يكى از بزرگان به عنوان تفقّد از شاگرد كوچك خود، به منزل ما آمد. براى ايشان شيرينى آوردم. وقتى كه اندكى از آن شيرينى را ميل كرد به من فرمود: «اين شيرينى مانند سنگى بود كه به پاى يك پرنده بستند و مانع از پرواز او مىشود». مىخواست به من بفهماند كه گاهى امور حلال نيز مانع رسيدن به كمالاتى برتر و بالاتر مىگردند و لذايذ حلال دنيا آدمى را از سير و حركت باز مىدارند تا چه رسد به حرام و گناه كه آدمى را به قعر جهنم مىكشاند.
پس جوانانى كه در عنفوان جوانى هستند و هنوز صفات ناپسند نفسانى در آنان رسوخ نكرده، بكوشند و با تمرين سعى كنند كه با خواستههاى دل هر چند حلال، مخالفت كنند و با پرداختن به مستحبات (و يا واجباتى كه امروزه خيلى زيادند و نوبت به مستحبات نمىرسد) نفس خود را مهار كنند. جوانها تا جوان هستند طبق فرموده امام(قدس سره)بايد قدر جوانى خود را بدانند كه با اراده خود خيلى از كارها را مىتوانند انجام دهند.
٢. شيطان جنّى
بر اساس آيه شريفهاى كه از زبان شيطان نقل مىكند كه به خداوند عرض كرد: «فَبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِين»[١]، شيطان دشمن قسم خورده ماست و اين
[١] ص (٣٨)، ٨٢.