شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٣ - شبهه جبر و پاسخ آن
پس مجبور به معصيت است و لذا تكليفى نخواهد نداشت و وقتى از دام گناه رهيد، خدا مدد كرده و محبّتش را در دل او انداخته و در اين صورت باز هم كار خداست. همچنين آياتى مثل: «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللهَ يَهْدِي مَنْ يَشاء»[١] مىتوانند همين شبهات را به وجود آورند.
اگر نمىدانيم كجا بايد برويم و چه هدفى را تعقيب كنيم و خداوند بايد ما را هدايت كند. هم نيرو و هم هدايت بايد از طرف خدا باشد، و ما در اين ماجرا چهكاره هستيم؟ اين مسأله از ديرباز براى مردم و به خصوص متديّنين مطرح بوده است.
البته پاسخ به اين سؤال و شبهه، نياز به بحثهاى عميق و تخصّصى دارد، چرا كه از پيچيدهترين مسائل عقلى است و چنانكه مىدانيد در بسيارى از روايات از تفكّر درباره آن نهى شده و به عنوان راهى ناهموار و دريايى پر تلاطم و بيابانى خطرناك مطرح گرديده است، ولى سعى مىكنيم جوابى نسبتاً ساده كه رفع شبهه كند به اين سؤال بدهيم.
انسان با علم حضورى درك مىكند اگر مجبور بود نمىتوانست از بين دو كار يكى از آنها را انتخاب و ديگرى را ترك كند. چنانكه مولانا مىگويد:
اين كه گويى اين كنم يا آن كنم *** اين دليل اختيار است اى صنم
[١] قصص (٢٨)، ٥٦: تو نمىتوانى هر كس را كه مىخواهى هدايت كنى ولى خداوند هر كس را كه بخواهد هدايت مىكند.