شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - انگيزه هاى گوناگون پذيرش عذر در بين مردم
فاصله بگيرم جز در هنگامى كه مرا متوجّه محبّت خود نمودى و بيدار ساختى و آنگونه شدم كه ميل تو بود. پس تو را سپاس مىگويم كه مرا در دايره كرمت وارد ساختى و قلبم را از چركهاى غفلتْ پاك نمودى.
خدايا، عمرى را به غفلت و بىخبرى و مستىِ جوانى گذراندم. آن وقتى كه در لجنزار معصيت فرو رفته بودم، هواهاى نفسانى و وساوس شيطانى بر من مسلط شده بودند، نمىتوانستم خودم را از اين وضع نجات بدهم و از حالت معصيت به حال طاعت و عبادت برگردم، مگر آن وقتى كه تو مرا بيدار كردى و هشدار دادى و متوجّه محبّت خود كردى و آن گونه شدم كه تو خواستى. تو مرا مشمول اين لطف ساختى و از خواب غفلت و مستى بيدار كردى، پس از اين كه مرا در حوزه لطف خود وارد ساختى و دلم را از آلودگى و پليدىهاى غفلت پاك كردى و آنها را از قلب من زدودى، تو را سپاس مىگويم.
توضيح آنكه: ما هرگاه مىخواهيم كارى را از روى اختيار انجام بدهيم، خواه كوچك باشد يا بزرگ، حتماً بايد دو عامل در آن دخالت و براى تحقّق آن دو شرط وجود داشته باشد:
نخست بايد نيرويى داشته باشيم كه بتوانيم صرف آن كار بنماييم تا انجام بپذيرد، چنانكه اگر جسمى بخواهد از نقطهاى حركت كند بايد نيرويى بر آن وارد گردد. در افكار قلبى و روحى نيز، نيروى بدنىِ متناسب با آن لازم است هرچند كه ما آن نيروى بدنى را احساس ننماييم. اراده ما مشروط به كاركرد سلولهاى مغزى و صرف انرژى