شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨ - انگيزه هاى گوناگون پذيرش عذر در بين مردم
ملاحظه نموديد كه انسان چگونه از آن حالت غنج و دلال و نازى كه در آغوش رحمت الاهى داشت، آرام آرام برگشته و به رعايت ادب پرداخته و اظهار شرم و خجالت نموده و اين سير و سلوكْ اندك اندك به حد نصابِ مناجات رسيد و گناهكار براى خود چارهاى جز آرميدن در سايه بخشش الاهى نمىبيند.
به ياد داريد كه گفتيم: انسان وقتى در پيشگاه الاهى واقع مىشود، نخست مىخواهد از خطرات حفظ شود، سپس خواستهها و نيازهاى خود را مطرح مىكند و درخواست برطرف شدن گرفتارىها را مىنمايد، بعد كمالات و فضايل را مطرح كرده تا به مقام قرب الاهى برسد، و اينها همه در صورتى است كه بازدارندههاى ابتدايى يعنى آلودگىها برطرف گشته و مطمئن شود كه از آن آلودگىها پاك شده است، مانند ظرفى كه شايستگى آن را پيدا مىكند كه در آن شير يا آب ميوه ريخته شود . پس مناجاتكننده اوج و حضيضى داشت و حال به آن حدّ از نصاب رسيده كه مىتواند متن خواستههايش را مطرح كند و براى رفع مشكلاتش راز و نياز كند. تا كنون ظرف وجود خود را تطهير كرده، و اكنون آماده دريافت و جذب مهربانى شده است.
* * *
اِلهي لَمْ يَكُنْ لي حَوْلٌ فَاَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ اِلاّ في وَقْت اَيْقَظْتَني لِمَحَبَّتِكَ وَ كَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِاِدْخالي في كَرَمِكَ وَ لِتَطْهيرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْك؛ خداوندا، من قدرت نداشتم كه از معصيت و نافرمانى تو