شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٢ - يك پرسش اساسى و پاسخ آن
انسان وقتى خودش را در مقابل چنين درياى بىكران مىبيند، آرزوهاى بسيار وسيع و گسترده پيدا مىكند، نهتنها اميدوار مىشود كه گناهانش آمرزيده شوند بلكه براى رسيدن به مقامات بسيار عالىِ دوردست نيز اميدوار مىشود.
فراموش نكنيد كه در آغاز در مقام توبه كردن هستيم. پس اوّل بايد توجّه به زشتىهاى اعمال خود پيدا كنيم ولى اكنون كه در مقام طلب احسان خداييم، با اسم جواد آغاز مىكنيم و مىگوييم: جود تو اميد مرا گستراند. در حقيقت از يك طرف آرزوهايم زياد و از سوى ديگر گناهانم نيز فراوان است و امر دائر است بين اينكه بيامرزى يا مؤاخذه بنمايى. در مقام مقايسه عمل خودم با آمرزش تو مىبينم گرچه گناه من بزرگ است ولى آيا گناه من بزرگتر است يا آمرزش تو؟ گناه من شأنى از شؤون من است. گناه من با همه بزرگىاش در مقابل آمرزش الاهى چيزى به حساب نمىآيد.
عدد بزرگى را فرض كنيد كه همه كهكشانها را پر كرده است، ولى هر گاه با بىنهايت مقايسه مىگردد باز هم محدود است. گناه ما هر چند مثل آن عدد بزرگ است ولى در مقابل آمرزش الاهى ناچيز است.
* * *
اِلهي فَسُرَّني بِلِقائِكَ يَوْمَ تَقْضي فيهِ بَيْنَ عِبادِك؛ خداوندا، مرا با ديدار خودت در روز قضاوت و داورى بين بندگانت مسرور و شاد گردان.
كلمه لقاء در متون دينى و قرآن و روايات آمده و در كلمات بزرگان به دو صورت به كار رفته است: