شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤ - يك پرسش اساسى و پاسخ آن
(خواه پندارى و خواه واقعى) برسد. اينها آرزوهايى محدود با توجه به شرايط خارجى است، زيرا اگر تناسبى با شرايط خارجى نداشتند نه تنها مورد پسند عقل و تحسين عاقلان نبود بلكه مورد استهزاى آنان نيز قرار مىگرفت. اگر كسى آرزو كند داراى وجودى باشد كه يك بال او شرق و بال ديگر او غرب عالم را فرا بگيرد، اين آرزويى احمقانه است، چرا كه شرايط وجود خارجى انسان متناسب با چنين آرزويى نيست. پس بايد آرزو با شرايط خارجى هرچند كه تحقّق آنها به زمان زيادى احتياج داشته باشد متناسب باشد. امّا اگر براى انسان شرايطى را در نظر بگيريم كه بر خلاف اين جهان محدود، داراى مبدأ و سرچشمهاى نامحدود باشد، مثلا هر چه كه ببخشد چيزى از او كاسته نشود و هر كارى كه بخواهد انجام دهد هيچ مشكلى براى او پيش نيايد در چنين شرايطى اظهار حاجتهاى كوچك و حقير، زيبنده نخواهد بود.
اگر شما كنار اقيانوسى ايستاده باشيد و آرزوى يك كاسه آب بكنيد عجيب و شگفتانگيز است. هر كس بشنود مىگويد: اينكه آرزومندى نمىخواهد، مىتوانى از اين اقيانوس هرچه كه مىخواهى بردارى.
حال توجه كنيد به درياى بىكران لطف الاهى كه: لا تَزيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطاءِ اِلاّ جُوداً وَ كَرَما.[١] در اين جا لازم نيست كه اميدهايتان را محدود كنيد، چرا كه از درياى رحمت او هيچ كم نمىشود و هيچ
[١] دعاى افتتاح: كثرت جود و بخشش چيزى جز جود و بخشش نمىافزايد.