شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦١ - يك پرسش اساسى و پاسخ آن
خدايا در طول زندگى به من احسان كردى و هر كس كه در طول زندگى به من كمك كرده بايد بعد از مرگ هم به من كمك كند. پس خدايا بايد پس از مرگ به من كمك كنى.
امّا اين كبرى تامّ و تمام نيست، زيرا خداوند در طول زندگى براى فراهم شدن زمينه امتحان به انسانها كمك كرده است و بعد از مرگ نوبت حساب و عقاب است و ديگر آن موضوع باقى نمانده است. و چون اين بيان نه برهانى است و نه جدلى، بلكه صرفاً بهانهاى است براى مخاطب قرار دادن پروردگار، نبايد انتظار تامّ بودن برهان را داشت.
پس عرض مىكنيم: خدايا! يك عمر به من احسان كردى، قبل از آنكه آفريده شوم با نعمت و با لطف تو شرايط وجود براى من فراهم شد. در طول زندگى، هميشه مشمول نعمتهاى بىپايان تو بودم كه توان شمارش آنها را ندارم. پس از مرگ نيز احتياج به آن دارم، پس با استصحاب احسان، مرا رها نكن. همان عاملى كه باعث شد عمرى بدون استحقاق و حتى بدون اينكه درخواستى داشته باشم به من نعمت ببخشى، به حكم اَلاِْكْرامُ بِالاِْتْمامِ پس از مرگ نيز نعمت خود را تكميل كن.
* * *
اِلهي كَيْفَ ايَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لي بَعْدَ مَماتي وَ اَنْتَ لَمْ تُوَلِّني اِلاَّ الْجَميلَ في حَيوتي؛ خداوندا، چگونه از نظر رحمت تو براى پس از مرگم نااميد باشم