شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠ - فرق بين دعا، ندا و نجوا
گفت كه در نجوا تنها صحبت كردن به صورت خصوصى موضوعيّت دارد و محتوا اهميت چندانى ندارد و به عبارت ديگر سخن گفتن با محبوب و انس گرفتن مهمّ است و اگر محبوب عنايت نكند و روى خود را برگرداند نقض غرض مىشود.
پس انسان چه بخواهد و چه نخواهد خدا حرف او را مىشنود، ولى آنچه مطلوب اوست، گوش دادن و عنايت است و اجابت درخواستهاى او از طرف خداوند در مرحله بعد قرار دارد، همچنان كه در برخى از مناجاتها اصلا درخواستى وجود ندارد. به طور مثال وقتى كه انسان عرض مىكند: «خداوندا اگر مرا هزار بار به جهنم ببرى و بسوزانى محبّت تو از دل من خارج نمىشود»، به هيچ وجه درخواست و حاجتى مطرح نمىكند، بلكه تنها يك معاشقه است و دوست دارد خداوند به حرف او گوش بدهد و به او عنايت داشته باشد. پس از بين سه معنايى كه براى سمع (شنيدن) مطرح شده است، يعنى علم، توجّهو ترتيب اثر دادن معناى دوّم، يعنى توجّه و عنايت مناسبتر است.
بنابراين، شروع مناجات شعبانيه و ساير مناجاتها با اين نحوه دعا، در حقيقت دستورالعملى به بندگان است كه چگونه آداب دعا را رعايت و خود را لايق گفتوگو و مناجات با خداوند كنند و از او بخواهند كه بر آنها منّت گذارده و درخواست آنها را مورد توجه و عنايت قرار دهد. چرا كه گناهان آبرويى براى آنها نگذاشته و مانع از