شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٧ - نكته چهارم
نيست و به همين سبب در دعاى عرفه مىخوانيم: «اِلَهي كَيْفَ اَسْتَعِزُّ وَ فِى الذُّلِّ اَرْكَزْتَنِي وَ كَيْفَ لا اَسْتَعِزُّ وَ اِلَيْكَ نَسَبْتَنى؛ خداوندا، چگونه احساس عزّت و افتخار كنم در حالى كه مرا در ذلّت فرو بردى و چگونه احساس افتخار و عزّت نكنم در حالى كه تو مرا به خود منسوب كردى».
از يكسو بندگى عين ذلّت و از يكسو انتساب به خداوند و اضافه به او، عين افتخار و عزّت است. بنابراين وقتى كه انسان از يكسو به خود نگاه مىكند و مىبيند بنده و فقير محض است و هيچ ندارد و از سوى ديگر عظمت بىنهايت الاهى را مىبيند به طور طبيعى، حالت خشيت و خودباختگى و نگرانى به او دست مىدهد.[١]
* * *
يا مَنْ هُوَ عَلَى الْمُقْبِلينَ عَلَيْهِ مُقْبِلٌ وَ بِالْعَطْفِ عَلَيْهِمْ عائِدٌ مُفْضِلٌ وَ بِالْغافِلينَ عَنْ ذِكْرِهِ رَحيمٌ رَئُوفٌ وَ بِجَذْبِهِمْ اِلى بابِهِ وَدُودٌ عَطُوف؛ اى خدايى كه نسبت به روى آورندگان رو مىآورى و با عطوفت و مهربانى به آنها احسان و فضل خود را نثار مىكنى و نسبت به غافلان از ياد خودت مهربان و رئوف و در جذب آنها به سوى خانهات مهربان و عطوف هستى.
در اين فراز از مناجات، پس از گفتوگوها و درخواستهاى فراوان به ذكر اوصاف الاهى پرداخته و عرض مىكنيم: اى خدايى كه نسبت به بندگانى كه رو به سوى تو آوردند با عنايت توجه مىكنى و آنها را مورد لطف، عنايت، فضل و احسان خودت قرار مىدهى.
[١] ناگفته نماند كه خشيت به معناى ترسى نيست كه از رذايل اخلاقى شمرده شده و حالتى است كه انسان در هنگام فقر و خطر احساس مىكند، بلكه عبارت از حالت خاصّى است كه در مقابل يك مقام بسيار با عظمت به انسان دست مىدهد.