شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٥ - نكته چهارم
اين روحيه و تمرين اين حالت خيلى مهم است . ولى اين سخن هرگز به اين معنى نيست كه اسباب و وسايل را رها كند و به دستوراتى كه خداوند براى كسب رزق، علم، سلامتى و... داده عمل ننمايد، چرا كه خداوند بر اساس حكمت مىخواهد اين جهان را از راه اسباب اداره كند. اَبَى اللهُ اَنْ يُجْرِيَ الاُْمُورَ اِلاّ بِاَسْبابِها؛[١] خداوند امتناع مىكند كه امور را بدون اسباب و عوامل جارى سازد.
و امّا صفت سوّم اين است كه شبانهروز خدا را بندگى مىكنند و در واقع كارى جز بندگى ندارند و همه كار آنها رنگ بندگى دارد. يعنى كارى انجام مىدهند كه خدا راضى است و آن را مىپسندد. خوردن، خوابيدن، درس خواندن و هر كار ديگرى كه انجام مىدهند، مصداق بندگى است. مىخوابند تا بتوانند خوب عبادت انجام دهند و غذا مىخورند تا نيرو براى عبادت داشته باشند، درس مىخوانند تا شناخت به خدا پيدا كنند و كار مىكنند تا زندگى آبرومندانه و شرافتمندانهاى داشته باشند. به گونهاى خواب و خوراك و درس و كار خود را تنظيم مىكنند كه خدا راضى باشد. و به قول باباطاهر، «خوشا آنان كه دايم در نمازند».
و امّا صفت چهارم اين است كه در هر حالى از خداوند خشيت دارند. خداوند دوست دارد كه بندگان از او خشيت داشته باشند. چرا؟
هر انسانى كه داراى شعور باشد اگر با شخصى ديگر، كه داراى
[١] تفسير الميزان، جلد ٢، ص ٤٠، به نقل از مستدرك سفينة البحار، ج ٤، ص ٤٢٤.