شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - نكته دوّم
لذّت ببرد، اين عذاب نيز براى آنها كاملا گوارا و دوستداشتنى است، چنانكه در همين مناجات المريدين نيز هيچ جا سخنى از بهشت و جهنم در كار نيست و تنها در پايان آن گفته مىشود: يا نعيمى و جنتى يعنى تو بهشت و نعمت من هستى. ما نيز بايد همّت خود را در سايه معارف اهلبيت(عليهم السلام) بالاتر برده و دل خود را نورانى كنيم. پس منظور از سير الى الله و وصول الى الله نه آن سير تكوينى است كه همه موجودات از آن برخوردارند، بلكه منظور، سير اختيارى است.[١]
نكته دوّم
حال كه دانستيم وصول الى الله اختيارى است و اگر خدا توفيق بدهد مىتوان به آن رسيد، اين نكته مطرح مىشود كه براى رسيدن به اين هدف راههايى هست[٢] كه از نظر قرب و بُعد با يكديگر متفاوت هستند،
[١] ناگفته نماند كه برخى از كوتهبينان قرب الى الله را به معناى قرب الى رحمة الله پنداشتهاند، چرا كه آنان باور ندارند كه براى برخى از انسانها چيزى غير از نعمتهاى اخروى نيز مطلوبيّت دارد. آنها فقط به حور و قصور مىانديشند و قرب الى الله را با حذف مضاف مىپندارند و يا براى وَأَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى توجيهاتى قائل مىشوند. [٢] البته اين راهها را بايد شناخت و به سليقه خود عمل نكرد. اين شناخت نيز خود توفيق مضاعفى است كه نصيب انسان مىگردد. يعنى بايد خداوند به انسان توفيق بدهد كه آن راهها را بشناسد و اين شناخت غير از خواندن در كتاب و يا استدلال كردن و آيه قرآن خواندن و بررسى كردن حديث است، بلكه به معناى باور عميق قلبى است و به همين خاطر بسيارى از افراد با اينكه خواندهاند يك سلام بر حضرت امام حسين(عليه السلام) و يا نماز در اوّل وقت چه اثرات ارزشمندى دارد، ولى سستى به خرج مىدهند در حالى كه اگر بدانند فلان نعمت مادّى در جايى وجود دارد با كمال اشتياق مىدوند، حتى اگر احتمال دهند كه با قرعهكشى (يك درصد) ممكن است چيزى نصيب آنها گردد، چهار اسب مىتازند، ولى در مورد نعمتهايى كه خداوند مؤكّداً وجود آنها را تصريح نموده است اهتمامى نمىورزند.
بنابراين در مقدمه اين دعا عرض مىكنيم: «خداوندا، راهها براى كسى كه تو او را راهنمايى نكنى بسيار تنگ ولى براى كسى كه او را هدايت كنى بسيار واضح و روشن و آشكار مىباشد».
امير مؤمنان على(عليه السلام) پس از آنكه از شب تا صبح صدها و يا هزار ركعت نماز مىخواند و گريه مىكرد، در پايان مىفرمود: آهْ آهْ مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَ طُولِ السَّفَرِ وَ بُعْدِ الطَّريقِ؛ آه آه از اندك بودن توشه و از طولانى بودن سفر و دورى راه. و حضرت سجّاد(عليه السلام) وقتى كه از آن عبادتها ياد مىكرد مىفرمود: عبادت من كجا و جدّم على(عليه السلام) كجا؟
پس راه طولانى ولى پيمودنى است و انبيا و ائمه(عليهم السلام) براى نشان دادن آن راه و حركت دادن ما به سوى آن نقطه آمدند و هر كس به اندازه همّت خود اين راه را مىپيمايد و هر بخش از آن راه لذّت ويژه خودش را دارد و اين طور نيست كه اگر كسى به عالىترين درجه و به اوج قلّه نرسيده گويا هيچ راهى را نرفته است، هرچند كه بايد همّت او عالى باشد و به مراتب نازل اكتفا نكند.