شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - بحثى پيرامون نور عزّت ابهج
يافت عارف حق خواهد شد. يعنى تا انسان به طرف آن نور كشانده نشود، معرفت حقيقى پيدا نمىكند. عارف حقيقى كسى است كه خداوند او را جذب كرده و او را به نور خودش ملحق كند، از هر پستى و ذلّتى رهايى پيدا كند و هر چه را كه با نور تناسب ندارد كنار بزند. يك طرف نور الاهى با شعاعهايى است كه در ميان بندگان شايسته او مانند فرشتگان مقرب، پيامبران، اوليا و بندگانِ صالح تابيده است و يك طرف هم ظلمتها و تاريكىها و شياطين.
به عبارت ديگر صحنه هستى بر اساس تصوير ذوقى و هنرى به دو صحنه تقسيم مىشود: در يك صحنه همه نور، زيبايى، طراوت و خوشى است، و در يك صحنه فقر، گرفتارى، تاريكى، زشتى و پليدى. اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات.[١]
اوج زيبايى يك صحنه پيوستن به نور الاهى، و حضيض يك صحنه پيوستن به اسفل سافلين و مقام ابليس لعين و شيطان رجيم است و انسان در حال نوسان بين اين دو صحنه مىباشد و به همين خاطر انسان از خدا مىخواهد كه او را به نور الاهى ملحق كند كه محل سرور و بهجت و لذت محض است. ديگر ميل به گناه و انجام كارهاى شيطانى در او وجود نداشته باشد، چون كسى كه غرق در نور است به
[١] بقره (٢)، ٢٥٧: خداوند سرپرست مؤمنان است و آنان را از ظلمات به نور خارج مىسازد و سرپرست كافران طاغوت است كه آنها را از نور به سوى ظلمتها خارج مىكند.