شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - منظور از اسماى الاهى
و آب مىنوشاند و وقتى كه مريض مىشوم مرا شفا مىدهد و مرا مىميراند و زنده مىگرداند.
ابراهيم(عليه السلام) به اين سخنان عقيده كامل داشته و به همين خاطر وقتى او را در آتش بزرگ نمروديان مىافكنند بين زمين و آسمان و قبل از افتادن در آتشْ جبرئيل نزد او آمد و عرض كرد: اَلَكَ حاجَةٌ؟ آيا حاجتى دارى؟ فرمود: اَمّا اِلَيْكَ فَلا يعنى به تو نيازى ندارم و خداوند خود از حال من آگاه است. او مىدانست كه كار به دست جبرئيل هم نيست.
خداوند در رابطه با جنگ بدر و نزول فرشتگان مىفرمايد: «وَمَا جَعَلَهُ اللهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللهِ»[١] اين فراز از مناجات نيز مىخواهد همين حال توجّه را به انسان بدهد و بفهماند كه حتّى چنين حالى و خواندن درس و نوشتن كتاب و امثال آن نيز نمىتواند خودبهخود براى انسان پديد آيد بلكه بايد با عنايت الاهى باشد تا اين موهبت نصيب وى گردد.
پس عرض مىكنيم: خداوندا، كمال انقطاع را به عنوان يك موهبت به من عنايت كن. كمال انقطاع، يعنى نهايت بريدگى از خلق و اتصال به خالق، مؤثر ديدن خدا و خواستن تمامى نيازها از او و مساوى بودن وجود و فقدان اسباب و ابزار.
به تأييد يك روايت، مؤمن به آنچه كه نزد خداست اميدوارتر
[١] انفال (٨) ، ١٠؛ آل عمران (٣)، ١٢٦: فرشتگان را جز براى دلخوشى و اطمينان قلب شما نفرستاديم وگرنه پيروزى فقط از سوى خداوند است.