شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - منظور از اسماى الاهى
مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ؛ خداوندا، كمال انقطاع به سوى خودت را به من عطا كن و چشمهاى دل ما را با نور نگاهت روشن گردان تا چشمهاى دل، حجابهاى نورانى را بدرد و به معدن عظمت برسد و ارواح ما معلّق به عزّت قدس تو گردد.
در اين فراز از مناجات چنين عرض مىكنيم: خداوندا به من نهايت انقطاع به خودت را مرحمت كن و چشمهاى دل ما را با نور نگاه به خودت روشن كن تا پردههاى نورانى را پاره كند و به معدن عظمت برسد.
اين تعبيرات براى ذهن ما كه هنوز در آغاز راه ماندهايم نامأنوس است. براى ما كه نمىدانيم آيا گناهانمان آمرزيده شده يا خير، مفاهيم والا و دور دستى هستند.
در توضيح اين مفاهيم مىتوان گفت: انسان در اين جهان براى رفع نيازها و رسيدن به خواستههاى خود به اسباب و عواملى متوسّل مىشود و خواه ناخواه در ضمير ناخودآگاه خود مىفهمد اين اسباب و عوامل نيازهاى او را برطرف مىكنند. مثلا وقتى تشنه مىشود، آب مىنوشد و پس از چند مرتبه به اين نتيجه مىرسد كه آب رفع تشنگى مىكند بنابراين هر گاه تشنه مىشود به سراغ آب مىرود، و اگر تربيت دينى نيافته باشد كارى به خدا ندارد و نيز در هنگام گرسنگى به سراغ نان مىرود و خاطر جمع مىشود كه نان رفع گرسنگى مىنمايد و اگر آب و غذا نباشد عزا مىگيرد و به فكر فرو مىرود كه اگر بر اثر تشنگى و گرسنگى بيمار شد بايد به پزشك مراجعه كند و سرانجام زندگى