شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - منظور از اسماى الاهى
دل خود مىبيند كه نام آنها را اسم مىگذارد. مفهوم لغوى اسم، نشانه و علامت است و چون انسان مىخواهد آن مشاهدهها و جلوهها را توصيف كند، به ضرورت و ناگزير، آن مشاهدهها را با واژههايى مثل اسم، جلوه، تجلّيات و انوار عنوان مىكند.
پس اسماى الاهى تنها يك مفهوم ذهنى نيست كه ما در ذهن خود مىآوريم، چرا كه كافر نيز همان مفهوم را در ذهن آورده و وجود خارجى آن را انكار مىكند ولى ما وجود خارجى آن را اثبات مىنماييم. اين مرحلهاى است كه ما گرفتار الفاظ و مفاهيم هستيم و با امور مادى سر و كار داريم ولى اگر آن را بيابيم مىفهميم كه غير از مفهوم است. مثلا ما شادى را احساس مىكنيم كه خود شادى است نه مفهوم آن.
بارى، بايد به اصطلاح فلسفى با علم حضورى آن را درك كنيم. و كسانى كه در مسير الاهى قدم بر مىدارند كمكم پردههايى از جلو چشم قلبشان برداشته شده و در هر مرحلهاى متناسب با مقام و شأن خود جلوهاى از جلوههاى خدا را مىبينند، آنگونه كه شادى و غم و عشق و محبّت خود را مىبينند. يافتن و رسيدن به اسماى و محلّ قدس غير از داشتن مفاهيم است.
* * *
اِلهي هَبْ لي كَمالَ الاِْنْقِطاعِ اِلَيْكَ وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلوُبِنا بِضِياءِ نَظَرِها اِلَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصيرَ اَرْوحُنا