شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٠ - ولايت خداوند
داشته باشد بايد زحمت بكشد، عرق بريزد و در معدنها جستوجو كند. پس وقتى كه تحصيل امور مادّى اين همه زحمت دارد، امور معنوى زحمت فراوانترى دارند و بايد راه آن را پيدا كرد.
ثانياً: چون خداوند اولياى خود را دوست دارد، از ما مىخواهد مغرور نشده، براى رسيدن به اين كمالات به اولياى او متوسل شويم و از مسير آنها كمالات را به دست آوريم.
ثالثاً: به يك مرتبه از محبّت و معرفت نبايد قانع شويم بلكه بايد هر مرتبه را سكّوى پرش به مرحله بعد قرار دهيم و بدانيم كه «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأََزِيدَنَّكُم»[١] پس اگر در هر مرتبه كه نورانيّتى حاصل مىشود به وظيفه عمل كنيم خداوند نيز به وعده مؤكد خويش مبنى بر افزايش آن عمل خواهد كرد. در اين آيه شريفه چند تأكيد وجود دارد:
١. تأذّن كه از باب تفعّل براى زيادتى مفهوم است؛ يعنى خداوند خيلى آشكار اعلام كرده است تا بر هيچكس مخفى نماند. چون اذان به معناى اعلام عمومى و آشكار است؛
٢. لئن شكرتم صيغه قسم است؛
٣ و ٤. لازيدنكم با لام قسم و نون تأكيد ثقيله همراه است.
خداوند سوگند ياد كرده كه در صورت شكرگزارىْ نعمتهاى مادى و معنوى را زياد كند و گاهى داستانهايى چون بلعم باعورا را براى ما ذكر مىكند تا هشدارى به ما باشد كه انسانى كه مىتوانست
[١] ابراهيم (١٤)، ٧: خداوند آشكارا اعلام فرموده است كه اگر شكرگزارى كنيد نعمتهايتان را زياد مىكنم.