شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٩ - ولايت خداوند
خواستيم قرار بگيريم، بايد خدا بدهد و آن را هم حفظ و زياد كند. پس بايد از او بخواهيم كه بده و نگه دار و زياد كن.
انسان بايد شايستگى داشته باشد تا خداوند به او نور معرفت بدهد. شايستگى، به درس خواندن، فكر كردن، مباحثه و كتاب نوشتن، و مكتب باز كردن و مرشد شدن نيست. بله، ممكن است با اين چيزها انسان بتواند حرف معرفت بزند ولى نورانى بودن دل چيز ديگرى است. وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور[١] پس نورانى شدن به دلخواه ما نيست تا همانند فتيله چراغ آن را بالا و پايين بكشيم، بلكه بايد خداوند معرفت، ولايت، عشق و محبّت ما را روزافزون كند. گاهى انسان به هر درى كه مىزند باز نمىشود و گاهى نيز به راحتى احساس مىكند به خداوند نزديك است و گويا خدا را مىبيند و با او حرف مىزند.
پس بايد از او بطور جدّى بخواهيم و لياقتش را هم داشته باشيم. وَسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللهَ كانَ بِكُلِّ شَيْء عَلِيما؛[٢] اما اگر نخواستيم و نرفتيم و متوسّل نشديم خبرى نيست. البته همين دعا كردن هم منوط به توفيق الهى معلول عواملى است كه بايد از سوى خداوند افاضه گردد. پس بايد توجه داشته باشيم كه:
اوّلا: كمالات معنوى ارزش و زحمت كمترى از امور مادى ندارند بلكه از آنها ارزشمندترند. مثلا اگر كسى اراده كند كه يك عدد برليان
[١] نور (٢٤)، ٤٠: و كسى كه خدا به او نور ندهد نور ندارد. [٢] نساء (٤)، ٣٢: از فضل خدا مسألت كنيد كه خداوند به هر چيزى داناست.