شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠١ - سخنى درباره اكسير محبّت
از منجلاب فساد بوده و اكسيرى است كه بر هزاران صفت خوب انسانى برترى دارد.
كسى كه كارهاى خوب همراه با گناه انجام مىدهد، مثل كسى است كه در يك كيسه سوراخ، دارد طلا و جواهرات گرانقيمت مىريزد و يا مادّه فاسد كنندهاى را در كنار ميوه و غذاى با ارزش مىگذارد. پس بايد از پادزهر اين گناه استفاده كند و آن، محبّت خدايى است.
سخنى درباره اكسير محبّت
جاذبه اشياء مادّى، همانند جاذبهاى كه نيوتون به عنوان جاذبه عمومى كشف كرده و نيز مانند جاذبه آهن و آهنربا، باعث شده كه برخى از فيلسوفان معتقد شوند كه در اشياء مادى هم يك شعور مرموز و ضعيفى وجود دارد و اين كششْ دليل آن شعور مرموز و ضعيف است، ولى دانشمندان علوم تجربى اين مطلب را نپذيرفتهاند.
همانند اين جذب و كشش كه بين اشياء مادّى وجود دارد، يك كشش آگاهانه (و نه فيزيكىِ بىاختيار) بين يك شىء و دل انسان وجود دارد. اين جاذبه را كه يك جاذبه روحى آگاهانه است، محبّت مىناميم. كششى كه انسان آن را درك مىكند و گويا جاذبهاى در موجودى هست كه انسان را به طرف خود مىكشاند. حال اين كشش و جاذبه گاهى بين دو انسان است كه دو موجود با شعورند و گاهى