رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٢ - هشدار در مورد يك آفت اخلاقى
موضوعى شروع به بحث مىكنند، به طورى كه كاملا متمركز در آن بحث مىشوند و تمام حواسشان معطوف آن مىگردد. يا افرادى وارد يك كار دستهجمعى مىشوند و همه با هم مجدّانه در انجام آن مشاركت مىكنند. در اين موارد تعبير «خوض مع الخائضين» به كار مىرود. البته در قرآن كريم در تمامى مواردى كه اين واژه به كار رفته، داراى معناى منفى و مربوط به جايى است كه گروهى در انجام كار باطلى با هم مشاركت مىكنند و همگى كاملا درگير آن مىشوند.
در هر صورت، اين آيات در واقع ناظر به يكى از گرايشهاى فطرى انسان به نام «تقليد» است. اين گرايش به خصوص در جوانان و نوجوانان قوىتر است و اين گروه خيلى سريعتر همشكل و همرنگ دوستان و اقران و همگنان خود مىشوند. اين گرايش كه گاهى از آن به «همرنگ شدن با جماعت» نيز تعبير مىشود، ذاتاً امرى ناپسند و نامطلوب نيست و آثار مثبت متعدد و فراوانى در زندگى انسان دارد. بسيارى از يادگيرىهاى كودكان بر اساس «تقليد» صورت مىگيرد. در فرهنگپذيرى و جامعهپذيرى و استفاده از صفات خوب ديگران، تقليد عاملى مهم و اساسى به شمار مىرود. بسيارى از جوانان و نوجوانانى كه متدين و مسجدى و اهل نماز و روزه مىشوند، عامل مهم و اصلى آن، تقليد و همنشينى و مصاحبت با دوستان خوب و متدين است. در سالهاى دفاع مقدس، افراد فراوانى بودند كه عامل اصلى جبههاى شدن آنان دوستان و رفقاى جبههاى بود. بسيار اتفاق مىافتاد كه رفتن يك نفر به جبهه، عامل و انگيزهاى مىشد براى آنكه افراد متعددى به جهت ارتباط و مصاحبت با او پشت سرش راهى جبهه مىشدند. بسيارى از اوقات، مسجدى و هيأتى بودن يك نفر در يك كلاس موجب مىشود عده زيادى از همكلاسىهاى او نيز اهل مسجد و هيأت شوند.
از اين رو، تقليد و تمايل به همرنگى با ديگران، عاملى است كه خداوند در روح و ضمير انسان قرار داده و آدمى تحت تأثير آن، تمايل دارد كه با همسن و سالها و اقران خود شباهت و همكارى و همشكلى داشته باشد.
با اين همه، مانند بسيارى از غرايز انسانى ديگر، تقليد نيز هميشه در جهت مثبت عمل نمىكند و مىتواند آثار و نتايج منفى نيز به جاى بگذارد. اگر انسان به دوست و