رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٨ - دو نكته اساسى در انفاق
البته اين معنا بنا بر اين مبنا است كه ضمير در «حُبِّهِ» به «طعام» بازگردد، اما اگر احتمال ديگر را مبنا قرار دهيم كه ضمير به «الله» بازگردد، معنا اين مىشود كه غذايشان را به خاطر محبت خدا به مسكين و يتيم و اسير مىدهند.
در آيهاى ديگر مىفرمايد، انفاق از چيزهايى نباشد كه اگر به خود شما بدهند رغبتى به گرفتن آن نداريد و اگر هم بپذيريد با چشمپوشى و اغماض و از اين بابت است كه مىخواهيد ردّ احسان نشده باشد و دست طرف را رد نكرده باشيد، وگرنه چيز فايدهدارى نيست كه بخواهيد آن را بگيريد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَمِمّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الأَْرْضِ وَلا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلاّ أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ؛[١] اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از چيزهاى پاكيزه اى كه به دست آورده ايد، و از آنچه براى شما از زمين برآورده ايم انفاق كنيد، و در پى ناپاك آن نرويد كه [از آن]انفاق نماييد، در حالى كه [اگر آن را به خودتان مىدادند] جز با چشمپوشى [و بىميلى] نسبت به آن نمىگرفتيد، و بدانيد كه خداوند بىنياز ستوده است.
همانگونه كه پيشتر نيز اشاره كرديم، سرّ اين تأكيد اين است كه يكى از موانع مهم رشد انسان، دلبستگى به مال دنيا است. اين علاقه انسان را زمينگير مىكند و آدمى را از پرواز در ملكوت بازمىدارد و به سمت حضيض دنيا و عالم ماده و تعلقات و زخارف دنيايى پايين مىكشد. روح آدمى نظير پرندهاى است كه به پرواز به سوى ملكوت تمايل دارد، و تعلقات دنيايى مانند سنگهايى هستند كه به پاى اين پرنده بسته مىشوند و پرواز او را كند مىكنند و گاه آنچنان سنگيناند كه هرچه تلاش مىكند و خيز برمىدارد، نمىتواند از جاى برخيزد. صعود و پرواز ما بايد به سوى خدا باشد:
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ؛[٢] سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود.
اما ما خود را پاىبست امور دنيوى كردهايم و گاه به پاى دل و روحمان چنان سنگهاى ثقيل و سنگينى از تعلقات دنيايى بستهايم كه مانند سنگ آسيايى است كه به پاى پرندهاى
[١] بقره (٢)، ٢٦٧. [٢] فاطر (٣٥)، ١٠.