رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٨ - نگاهى به آيه ٥٥ از سوره قصص
همكلام شدن با آنان پرهيز كنند و با آنها وارد مناقشه و جدال نشوند. دليل اين امر نيز آن است كه اين افراد اصولا اهل منطق نيستند و مشكلشان مشكل فهم و سوء برداشت، و به اصطلاح، مشكل تئوريك نيست، بلكه آنها قصدشان فقط توهين و تمسخر و ناسزا گفتن است و جز اين هدفى ندارند. از اين رو، بحث كردن با آنها هيچ نتيجه و فايدهاى ندارد و بهترين روش برخورد با آنها اين است كه آدمى يك گوش را در و ديگرى را دروازه قرار دهد و بىاعتنا به حرفهاى آنان، از هرگونه درگيرى با ايشان دورى كند و به سرعت خود را از آن معركه بيرون برد. چنين كسانى اصلا گوششان به حرف حق و منطق درست بدهكار نيست تا انسان بخواهد آنها را نهى از منكر كند. نهى از منكر در مورد اين افراد نتيجه عكس دارد و اگر به آنها تذكر داده شود كه كارشان نادرست و حرام است، جرىتر شده و بر كار و رفتار نادرست خود بيش از پيش اصرار خواهند ورزيد. در چنين موقعيتى بهترين كار اين است كه انسان به آرامى خود را از صحنه كنار بكشد و صبورانه، با برخوردى متين به سلامت از معركه بيرون رود. بيهوده و بىحاصل خواهد بود اگر انسان بخواهد جواب اين افراد را بدهد و يا احياناً با آنها دست به يقه شود و كار را به درگيرى فيزيكى بكشاند. اين كار نتيجهاى جز وخيمتر شدن اوضاع ندارد و گاه مىبينى در نتيجه نابخردى و حرف و حركت جاهلانه و ناشايست يك نفر، دو طايفه رو در روى هم مىايستند و حتى كار به قتل و خونريزى مىكشد.
از اين رو يك ناسزا و تمسخر از فردى نادان و سستعنصر و لاابالى واقعاً ارزش اين را ندارد كه انسان مؤمن بخواهد بايستد و پاسخ آن را بدهد. مؤمن و بنده شايسته خدا شأنش اجلّ است از اينكه بخواهد با چنين كسانى سر به سر بگذارد و رو در روى آنها بايستد. حركت عاقلانه در چنين مواقعى برخورد مسالمتآميز و پرهيز از هرگونه درگيرى لفظى و فيزيكى است. انسان مؤمن بزرگوارانه از كنار اين افراد و رفتار ناشايست آنها عبور مىكند و آنان را به حال خود وامىگذارد. حتى به تعبير قرآن، با گفتن «سلام عليكم» به آنها اعلام مىدارد كه از ناحيه من مزاحمت و خطرى متوجه شما نيست و اجازه بدهيد كه هركدام به راه خود برويم: لَنا أَعْمالُنا وَلَكُمْ أَعْمالُكُم.
پس اين آيه (٥٥ قصص) قطعاً بحثش لغو كلامى است و هيچ احتمال ديگرى در مورد آن نمىرود.