رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٥ - فاصله از كجا تا كجا؟!
تبريزى شبها در منزل گريه مىكرد و چنان نعره مىكشيد كه گاهى همسايهها تعجب مىكردند كه در منزل ايشان چه خبر است! گاهى خيلى كه متعبد و معتقد باشيم و در اصل اين حكايتها و حالاتى كه از بزرگان نقل مىشود تشكيك نكنيم، مىپنداريم اين حالات و روحيات فقط از ترس آتش جهنم است و فقط كسانى كه خيلى از عذاب و آتش الهى مىترسند چنين گريههايى مىكنند. در حالى كه اين تصور درست نيست و گريه «خوف» فقط يك قسم از اقسام گريه است و گريههاى ديگرى، هم چون گريه «حيا» يا گريه «محبت» داريم كه بسيار ارزشمندتر از گريه خوف است.
در هر صورت، گاهى بد نيست كه انسان دست كم بشنود چنين مسائلى وجود داشته و بدانيم برخى آيات قرآن كريم كه براى ما چندان مفهوم نيست، در مورد كسانى تبلور عينى يافته و به حقيقت پيوسته است. البته برخى آيات قرآن حقيقتاً عجيب است و خود بنده در اين عمر هفتاد سالهام شايد حتى يك مصداق آن را هم نديده و نشنيده باشم. از جمله مىتوانم به اين آيه شريفه اشاره كنم:
إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِيًّا؛[١] هرگاه آيات [خداى] رحمان بر آنان خوانده مى شد، سجده كنان و گريان به خاك مى افتادند.
گاهى انسان مىنشيند و سر بر سجده مىگذارد، اما گاهى بىاختيار مىافتد و سرش بر خاك قرار مىگيرد. «خَرُّوا» كه در اين آيه آمده، اشاره به همين حالت دوم است و مىفرمايد: برخى بندگان خداوند چنين حالتى دارند كه به محض شنيدن آيات الهى بىاختيار به خاك مىافتند! شاهد اين امر آيهاى است كه باهمين تعبير در مورد حضرت موسى(عليه السلام) و حكايت آن حضرت در كوه طور وارد شده است:
فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقا؛[٢] پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود، آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد.
نكته مهم در آيه مذكور اين است كه بحث يك نفر و دو نفر نيست، بلكه صحبت اين است كه به طور كلى همه «عباد الرحمان» چنين حالتى دارند. شبيه اين آيه، آيه ديگرى است در سوره بقره كه مىفرمايد:
[١] مريم (١٩)، ٥٨. [٢] اعراف (٧)، ١٤٣.