رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣١ - رشته اى بر گردنم افكنده دوست
مىخواهد برويم. به جاى دل، بايد به تدريج هرچه بيشتر به اين سمت حركت كنيم كه در هر كارى ببينيم آيا مطلوب و مورد رضايت خداوند هست يا نيست. اگر تقوا را، كه همان رعايت امر و نهى الهى است پيشه خود سازيم، كمكم اختيار دل در دست خودمان قرار مىگيرد و خود مالك دل خويش مىشويم. آنگاه مىتوانيم به هرچه خود مىخواهيم فكر كنيم و توجه نماييم، نه آنكه دلْ ما را به هرجا كه خود مىخواهد بكشاند. وقتى خودْ مالك و صاحب اختيار دل خويش گشتيم، آنگاه مىتوانيم به هنگام مطالعه تمركز پيدا كنيم و در حال نماز حضور قلب داشته باشيم و روى دلمان را تنها متوجه خدا سازيم. قرآن كريم در تعبيرى مىفرمايد:
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيد؛[١] همانا در اين براى هر صاحب دل و حق نپوشى كه خود به گواهى ايستد عبرتى است.
از اين آيه معلوم مىشود كه برخى انسانها قلب ندارند! و گرچه اين عضو صنوبرى درون سينهشان هست اما از آن قلبى كه بايد واقعيات را درك كند و حقايق را ببيند محروم هستند. به تعبير آن آيه كه پيش از اين آورديم: لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها؛ يعنى قلب صنوبرى دارند، اما چيزى كه محبت خدا در آن باشد و محبت اولياى خدا و خوف و خشيت الهى در آن ظهور پيدا كند، از داشتن آن محرومند. به همين سبب اين افراد از بيانات قرآن نيز استفاده نمىكنند و دستشان از نور و حقيقت آن كوتاه است. كسى كه قلب و گوش ندارد چگونه مىتواند از قرآن بهرهاى ببرد يا راهى به حقيقت و سعادت پيدا كند؟! آيات الهى كه بر در و ديوار تمامى وجودْ نقش بسته است براى كسى مايه تذكر است كه از قلب و گوش برخوردار باشد: إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْع. در روز قيامت نيز جهنميان دقيقاً به همين نكته اشاره مىكنند و در بيان آنچه موجب جهنمى شدن آنان شده است اينچنين مىگويند:
لَوْ كُنّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنّا فِي أَصْحابِ السَّعِير؛[٢] اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقل مى كرديم، در ميان دوزخيان نبوديم.
[١] ق (٥٠)، ٣٧. [٢] ملك (٦٧)، ١٠.