رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٥ - مقصود از اسراف در انفاق
و مذموم است. همچنان كه اشاره كرديم، شأن نزولى كه براى آن آيه گفتهاند اين است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) تمامى پولى را كه داشت به فقرا صدقه داد، به طورى كه هيچ پولى براى حضرت باقى نماند. روشن است كه اين كار پيامبر(صلى الله عليه وآله)ـ نعوذ بالله ـ حرام نبود، بلكه صرفاً همين بود كه برداشت مىشد كه در انجام يك كار خير و عمل صالح به نام انفاق، بيش از اندازه اقدام كردهاند.
با اين وصف، اكنون پرسش ديگر اين است كه آيا مقصود از اسراف در اين آيه فقط افراط و تفريط در مباحات است و شامل اسراف حرام نمىشود؟ به عبارت ديگر، آيا شأن نزولى كه براى آن آيه ديگر ذكر شده ـ بر فرض صحت ـ باعث مىشود كه اين آيه را فقط بر اسراف در مباحات و مستحبات حمل كنيم و غير از آن مقصود نيست؟
پاسخ اين سؤال با توجه به روش كلى قرآن در بيان ارزشها روشن مىشود. روش قرآن كريم در بيان ارزشها و ضد ارزشها اين است كه بيانات آن ناظر به ماهيت كلى و عام ارزشها است و همه مراتب و مصاديق مختلف يك ارزش يا ضد ارزش را شامل مىشود. براى مثال، مطالبى كه قرآن درباره نماز بيان مىكند به فرد و مصداقى خاص از نماز اختصاص ندارد بلكه اين بيانات در مورد همه مراتب و مصاديق نماز، البته با تفاوت مرتبه، صدق مىكند. آياتى از قبيل: أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِى[١]، إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ [٢]، أَقِيمُوا الصَّلاة[٣] و مانند آنها به نماز واجب يا مستحب اختصاص ندارد. دستكم يك وجه و احتمال قوى در اين قبيل آيات اين است كه اين بيانات ترغيب به اصل عمل ـ در اينجا نماز ـ است و البته بسته به مراتب مختلف عمل، مرتبه ترغيب هم تفاوت مىكند. براى مثال، يك مرتبه از عمل، مرتبه وجوبى است، مرتبه ديگر مرتبه استحبابى است، و خود وجوب و استحباب باز مىتواند از نظر تأكيد، مراتب مختلف داشته باشد. طبق اين وجه، آياتى از اين قبيل، تشويق به اصل يك حقيقت با همه مراتب مختلف آن است؛ اما اينكه هر مصداق چه مرتبهاى از وجوب، وجوب مؤكد، استحباب
[١] طه (٢٠)، ١٤. [٢] عنكبوت (٢٩)، ٤٥. [٣] بقره (٢)، ٤٣، و موارد ديگر.