رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٤ - دورنمايى از عذاب هاى جهنم
التماس و زارى تلاش مىكنند يك روز هم كه شده به آنان تخفيف داده شود! اما باز هم دستشان خالى مىماند و دريغ از حتى يك روز تخفيف كه به آنان داده شود!
روز قيامت، شرايط آن چنان سنگين است و چنان هول و وحشتى همه را فرا مىگيرد كه قرآن مىفرمايد، براى خلاصى از عذاب و گرفتارى، افراد حاضرند حتى فرزندشان را قربانى خويش كنند! كسانى كه ازدواج كردهاند، از ميزان علاقه پدر و مادر به فرزند خبر دارند و مىدانند كه آدمى حتى حاضر است جانش را فداى فرزند خويش نمايد. انسان آن قدر به فرزند علاقه دارد كه اگر كسانى مشكلى داشته باشند كه بچهدار نشوند، براى بچهدار شدن به هر درى مىزنند و به هر دكتر و دارو و نذر و نياز و دعايى متوسل مىشوند تا خدا به آنان فرزندى عنايت كند. بسيارى از افراد در اين دنيا دست به هر كسب حلال و حرامى مىزنند، ربا مىخورند، حقوق واجب شرعى اموالشان را نمىدهند و خلاصه، خودشان را جهنمى مىكنند تا ملك و املاك و مال و ثروتى براى فرزندانشان و خوشى و راحتى آنها فراهم آورند. اما همين فرزندى كهانسان در اين دنيا همه زندگى خود را فداى او مىكند، قرآن مىفرمايد روز قيامت قضيه به عكس مىشود و حاضر است او را فدا كند تا خود رهايى يابد:
يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذ بِبَنِيهِ؛[١] گناه كار آرزو مى كند كه اى كاش براى رهايى از عذاب آن روز، مى توانست فرزندان خود را فدا دهد.
اما مصيبت بالاتر از اينها است و وحشت و اضطراب از عذاب آنچنان است كه آدمى حاضر است نه تنها فرزند، بلكه همسر و برادر و همه قوم و قبيلهاش و حتى همه اهل زمين را قربانى كند تا خودش جان به در برد! مىگويد، اگر لازم است همه زن و فرزندان و خانوادهام و همه اهل عالم را فدا كنيد تا من نجات يابم:
يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذ بِبَنِيهِ * وَصاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ * وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ * وَمَنْ فِي الأَْرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ؛[٢] گناه كار آرزو مى كند كه اى كاش براى رهايى از عذاب آن روز، مى توانست فرزندان خود را فدا مى داد، و
[١] معارج (٧٠)، ١١. [٢] همان، ١١ ـ ١٤.