رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - انفاق، عاملى اساسى براى مقابله با علاقه به مال
اگر انسان اينگونه انفاق كرد و مال را از خودش جدا نمود، آن گاه آن قير چسبنده علاقه به مال ذوب مىشود و از بين مىرود. ماده ذوبكننده اين علاقه فاسد و مفسد، اكسيرى به نام «انفاق» است. انفاق هم واجب و مستحب ندارد و هر انفاقى از چنين خاصيتى برخوردار است. اصولا همانگونه كه در اوايل بحث همين جلسه نيز تذكر داديم، بايد توجه داشت كه واژه «زكات» در قرآن، زكات مصطلح فقهى نيست و فقط زكات واجب فقهى را شامل نمىشود، بلكه اعم از آن است. از اين رو، براى مثال، اگر در قرآن مىخوانيم: وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ،[١] منظور تنها زكات واجب نيست و كسى نمىتواند بگويد من مالى كه متعلَّق زكات باشد، ندارم. زكات اعم از انفاق واجب و مستحب است و انسان مىتواند پول خردهاى ته جيب خود را نيز به عنوان زكات بدهد. يكى از فلسفههاى مهم زكات، همانگونه كه اشاره كرديم، اين است كه محبت به مال دنيا كه منشأ آلودگى روح مىشود از دل بركنده شود و از بين برود، و اين فلسفه هم در انفاق واجب و هم در انفاق مستحب يافت مىشود. آنجا هم كه قرآن مىفرمايد: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها،[٢] منظور همين است كه با گرفتن اموال آنها به عنوان صدقه و زكات، روح و جان آنها از آلودگىِ علاقه به مال دنيا تطهير شود. انسان مادام كه اين پولها را ندهد و دو دستى به آنها چسبيده باشد، نمىتواند اين آلودگى مهم روحى را از خود دور كند، و علاج مهم اين علاقه افراطى و آلودهكننده، انفاق كردن و دادن زكات است، و همانگونه كه قرآن فرمود:
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ؛[٣] هرگز به نيكوكارى نخواهيد رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد.
[١] مزّمّل (٧٣)، ٢٠. [٢] توبه (٩)، ١٠٣. [٣] آلعمران (٣)، ٩٢.