رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣ - شرط مهم رستگارى
جداگانه است كه بايد در جاى خود دنبال شود، اما آنچه مسلّم است اين است، كه فلاح و رستگارى به مؤمنان اختصاص دارد و غير مؤمن هرگز به فلاح نمىرسد. اين امر در واقع همان مطلبى است كه در مباحث سالهاى گذشته اشاره كردهايم كه انسان هنگامى كه از غفلت خارج شد ابتدا بايد براى خود روشن كند كه كيست، چيست، كجا است، از كجا آمده و به كجا خواهد رفت؟ يعنى ابتدا بايد مباحث «اصول دين» را براى خود تمام كند و به مبدأ و معاد و راهى كه انبيا از جانب خداوند براى پيمودن مسير بين مبدأ و معاد آوردهاند ايمان بياورد. ايمان نيز همچنانكه پيش از اين اشاره كردهايم، كار دل است و آدمى بايد اين امور را به دل باور كند نه آنكه تنها لقلقه زبان باشد و الفاظ و عباراتى را بر زبان جارى كند بدون آنكه باور و اعتقاد قلبى به آنها داشته باشد.
پس از ايمان، اولين عاملى كه انسان را در اين سير به پيش مىبرد و به فلاح نزديك مىكند نماز است:
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ؛[١] به راستى مؤمنان رستگار شدند، همانان كه در نمازشان فروتنند.
در اين آيه تفاوت بيان قرآن با كارها و بيانهاى ما روشن مىشود. قرآن در اينجا درصدد برنيامده تا حيثيتها را از هم جدا كند و ابتدا اصل وجوب نماز را بيان كند، سپس مستحبات آن را برشمارد و بعد فضيلت آن را ذكر نمايد. مسائل را اينگونه بررسى و بيان كردن شأن كارهاى ما انسانها است كه تأكيد داريم حيثيتها را از هم تفكيك كنيم و واجب را از مستحب، فقه را از اخلاق، اخلاق را از كلام و... جدا نموده و براى هر يك، روشى خاص به كار بگيريم. اما قرآن كه يك كتاب هدايت و تربيت است سعى مىكند مطالب را در كوتاهترين عبارت و به بهترين و مؤثرترين وجه بيان نمايد. براى مثال، در اينجا پس از «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون» نمىفرمايد، آن كسانى كه نماز واجبشان را بخوانند، سپس نمازهاى مستحبىشان را بهجا آورند و بعد هم نمازشان را چنين و چنان كنند. قرآن اين مطلب را مسلّم و مفروغ عنه مىگيرد كه نماز واجب را حتماً مىخوانند و در واقع اين اولين چيزى است كه مسلمان بايد ملتزم باشد. آنچه قرآن بر آن تأكيد مىكند اين
[١] مؤمنون (٢٣)، ١و٢.