رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧ - توجه به عوامل ايجابى و سلبى در سير معنوى
نكته دوم، تفاوتى است كه اين مسير و مقصد با ساير مسيرها و مقاصد دارد. آن تفاوت اين است كه به هر مرحلهاى كه برسيم و هر مقدار از آن را كه بپيماييم مطلوب و مفيد است و اينگونه نيست كه تا انسان به نهايت آن و مقصد نهايى نرسد هيچ فايدهاى برايش نداشته باشد. سفرهاى دنيايى معمولا اينگونه است كه انسان اگر تا انتهاى مسير را نپيمايد و تا آخر راه را نرود، حركت و سيرش بىفايده خواهد بود. در گذشته كه امكانات و وسايل سفر مانند امروزه نبود و سفرها سخت و پرخطر بود، بسيار اتفاق مىافتاد كه، براى مثال، كشتى دچار طوفان مىگرديد و غرق مىشد و مسافران به مقصد نمىرسيدند. رهآورد چنين سفرهايى براى افراد صفر بود و هيچ حاصلى براى آنها نداشت. اما سفر معنوى اينگونه نيست و هر مرحلهاى را كه انسان بپيمايد فايدهاى بر آن مترتب است. البته فايده اين مراتب با آن مقصد اعلى و نهايى قابل مقايسه نيست، اما به هر حال، منازل و مراحل متوسط و غير نهايى سفر معنوى نيز مطلوبيتهايى دارد. اصولا اگر اينگونه نبود، كسى همّت نمى كرد راه عبادت خدا و مسير قرب الى الله را طى كند. آنچه باعث مىشود افراد ضعيف و متوسط هم قدم در اين راه بگذارند همين است كه مىدانند به هر كجا برسند و هر مقدار از راه را كه بپيمايند، همان نيز مطلوبيت دارد و فوايد و آثار خاص خود را به دنبال خواهد داشت.
توجه به عوامل ايجابى و سلبى در سير معنوى
در هر صورت، هنگامى كه انسان بنا گذاشت كه در اين مسير گام بگذارد و حركت و سفر معنوى را آغاز نمايد، طبعاً براى طى اين راه و سرعت گرفتن در آن، شرايطى لازم است، و از سوى ديگر نيز موانعى وجود دارد كه بايد آن موانع را از سر راه برداشت. اصولا هر كارى همينگونه است كه يك سلسله شرايط ايجابى دارد كه اصطلاحاً آنها را «شرط» مىگويند، و يك دسته شرايط سلبى كه آنها را «مانع» مىنامند. به عبارت ديگر، يك سلسله كارها را بايد انجام دهد و يك سلسله كارها را بايد ترك كند تا بتواند به مقصد برسد. از اين رو سير الى الله نيز داراى دو بخش است: يك بخش به شناخت كارهايى مربوط مىشود كه بايد انجام داد، و بخش ديگر مربوط به شناخت امورى است كه مانع سير الى الله محسوب مىشوند و بايد از انجام آنها پرهيز كرد.