رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٣ - تأكيد قرآن و پيامبران بر انذار
دعوت خود و براى تحت تأثير قرار دادن مردم به كار مىبردهاند. به طور كلى «ترس» عاملى مهم در انگيزش و حركت انسان به حساب مىآيد. اين مطلب غير از اينكه پشتوانه روانشناختى و علمى دارد، اصولا چندان نيازمند استدلال نيست و انسان مىتواند در زندگى، خودش آن را تجربه نمايد. ما اگر در رفتارهاى خودمان دقت كنيم، ملاحظه خواهيم كرد كه بيشترين چيزى كه ما را به فعاليت وامىدارد «ترس» است. ترسهاى مختلفى همچون: ترس از فقر، ترس از بيمارى، ترس از مجازات، ترس از بىآبرويى، ترس از سرزنش و دهها ترس ديگر، بيشترين تأثير را در رفتارها و فعاليتهاى ما دارند. البته مسأله «اميد» يا به عبارتى «پاداش» و «تشويق» نيز نقشى تعيينكننده در رفتار ما دارد و آن نيز يكى از محركهاى اساسى در رفتار انسان محسوب مىگردد، اما با دقت معلوم مىشود تأثير ترس بيشتر و تعيينكنندهتر است. مؤيد اين امر آن است كه اگر در موردى امر داير شود بين جلب منفعت و دفع ضرر، ما ترجيح مىدهيم ضرر را از خودمان دور كنيم. به عبارت ديگر، آدمى معمولا ابتدا به فكر اين است كه خودش را از آسيب و خطر حفظ كند و سپس در درجه دوم نوبت مىرسد به اينكه علاوه بر دفع ضرر، منفعت خود را هم جلب كند.
در بحثهاى كلامى و اعتقادى نيز علما و متكلمان قاعدهاى را مطرح مىكنند كه آن هم مؤيد مدعاى مذكور است. در آنجا در پاسخ اين سؤال كه «چرا تحقيق درباره دين و خدا و امثال آن لازم است؟» به قاعده «وجوب دفع ضرر محتمل» تمسك جسته مىشود. خلاصه اين مسأله از اين قرار است كه اگر واقعاً خدا و قبر و قيامت و بهشت و جهنمى در كار باشد، انسانى كه هيچ درباره اين امور تحقيق نكرده، دستكم اين احتمال را مىدهد كه شايد اين امور راست بوده و واقعيت داشته باشد. بر اين اساس، چنين كسى در صورت تحقيق نكردن درباره اين امور پيوسته اين احتمال را مىدهد كه ضرر بزرگى از اين ناحيه متوجه او شود. آنگاه در اينجا گفته مىشود حكم عقل اين است كه: دفع ضرر محتمل واجب است؛ و نتيجه اين است كه براى اطمينان از دفع اين ضرر، لازم است كه هر انسانى درباره اين امور تحقيق نمايد و مسأله را براى خودش روشن كند. در هر صورت، غرض اين است كه در اين قاعده، متكلمان نگفتهاند كه حكم عقل اين است كه «جلب منفعت محتمل واجب است»، بلكه صحبت از «دفع ضرر» است. به عبارت