رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٠ - توضيحى پيرامون معناى آيه
دهد خوب و شايسته است و در مقابل كارهايى هم هست كه اگر انسان انجام دهد بد و نكوهيده است. اكنون اين آيه درصدد بيان اين نيست كه عبادالرحمان به هنگام شنيدن آيات الهى چه «مىكنند»، بلكه عكسالعملى را كه ارزش منفى دارد و از اين رو عبادالرحمان از آن بركنار هستند و آن را انجام «نمىدهند» بيان مىكند. آيه مىفرمايد: يكى از اوصاف عبادالرحمان اين است كه با آيات الهى كور و كر برخورد نمىكنند: لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَعُمْيانا.
لغت «خَر» كه در اين آيه آمده، مصدرش «خُرور» و به معناى «سقوط» و «افتادن» است. «خَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْف» يعنى سقف بر روى آنها سقوط كرد و بر سرشان ريخت و خراب شد. در آن داستان كه جمعى از بنىاسرائيل به همراه حضرت موسى(عليه السلام) به كوه طور رفتند و از آن حضرت تقاضا كردند كه خدا را ببينند، قرآن مىفرمايد:
فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقا؛[١] پس چون پروردگارش به كوه جلو نمود، آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد.
«خَرَّ مُوسى» يعنى موسى روى زمين افتاد. البته در آيه مورد بحث ما فعل «خَر» باكلمه «عَلى»آمده، و اصطلاحاً با «عَلى» متعدى شده است: لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها؛ روى آيات نمىافتند. اگر بخواهيم معناى «لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها» روشن شود، ابتدا بايد ببينيم افتادن روى آيات (يَخِرُّوا عَلَيْها) به چه معنا است؟
تا آنجا كه بنده چند تفسير را مراجعه كردم، مفسران معمولا فعل «خَر» را در اينجا معادل «اَكَب» گرفته و گفتهاند «خَرَّ عَلَيْه» با «اَكَب عَلَيْه»به يك معنا است. «اَكَب» به معناى بر چيزى اقبال كردن و تمام توجه را بر آن متمركز نمودن و چسبيدن به آن است. بر اين اساس، مفسران آيه را اينگونه معنا كردهاند كه، عبادالرحمان از كسانى نيستند كه كوركورانه و متعصبانه به آيات الهى بچسبند و از آنها پيروى كنند، بلكه اعتقاد و تسليم آنان از روى بصيرت و آگاهى است. توضيح بيشتر اينكه:
انسان در مقابل يك عقيده و مرام و مسلك، يا بىاعتنايى مىكند و ارزش و اعتبارى
[١] اعراف (٧)، ١٤٣.