رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٥ - دو مؤلفه مهم تقوا
ساحت وجودى براى انسان در نظر گرفت: لايه جوانحى و درونى، و لايه جوارحى و بيرونى. يك ساحت وجود انسان، آن چيزى است كه مربوط به درون قلب و فكر و ذهن او است، و ساحت ديگر وجود او آن چيزى است كه در ظاهر رفتار و كردار و اعمال او مشاهده مىشود. با توجه به اين امر، تأكيد قرآن بر اين است كه حقيقت تقوا عبارت از پوششى است كه هر دو ساحت وجودى انسان را در بر مىگيرد و بر آن سايه مىافكند. از دو مقوله تقوا، مؤلفه «ايمان» به ساحت جوانحى و درونى، يعنى قلب و فكر و اعتقاد انسان مربوط مىشود، و مؤلفه «عمل صالح» به ساحت جوارحى و بيرونى، يعنى اعمال و رفتار و كردار آدمى نظر دارد.
در توضيح و تبيين «ايمان» قبلا نيز اشاره كردهايم[١] كه ايمان امرى جبرى نيست، بلكه ارادى و اختيارى است. ايمان فقط «علم» نيست تا گفته شود علم گاهى مىتواند بدون اراده و اختيار هم حاصل شود. گرچه علم حتماً شرط تحقق ايمان هست، اما غير از علم يك مؤلفه ديگر هم براى انعقاد نطفه ايمان لازم است. در واقع، نهان علم آنگاه در وجود شخص جوانه مىزند كه بنا بگذارد و تصميم بگيرد به لوازم آن عمل كند؛ و بنا گذارى امرى ارادى و اختيارى است. مادام كه اين «بناگذارى» نباشد از گوهر ايمان نيز خبرى نخواهد بود. فرعون و فرعونيان اگر كافر بودند نه بدان جهت بود كه آنچه حضرت موسى ـ على نبيّنا و آله و عليه السلام ـ مىگفت «علم» نداشتند، بلكه سبب كفرشان آن بود كه بنا نداشتند به علم خود ترتيب اثر بدهند و به لوازم آن پاىبند گردند:
فَلَمّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ[٢] * وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّ؛ و هنگامى كه آيات روشنگر ما به سويشان آمد، گفتند: «اين سحرى آشكار است.» و با آنكه دلهايشان بدان يقين داشت، از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند.
[١] براى توضيح مبسوط و تفصيلى بحث حقيقت ايمان مىتوانيد به كتاب «كاوشها و چالشها، ج ٢» مراجعه كنيد. استاد مصباح ـ دام ظله ـ در اين كتاب طى چهار گفتار با عنوان «ايمان، گوهر دعوت انبياء» اين بحث را به تفصيل بيان كردهاند. [٢] نمل (٢٧)، ١٣ و ١٤.