رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٧ - ملاحظه خود يا خدا؟
اما جايى كه كسانى به اسلام و مقدسات توهين مىكنند، به راحتى آنها را مىبخشيم و كريمانه عفوشان مىكنيم! اگر اين گونه باشد معلوم مىشود كه ما در واقع به جاى خدا خود را پرستش مىكنيم و معبود ما بت نفسمان است. در همين زمينه ذكر خاطرهاى خالى از لطف نيست:
كسانى كه حكومت پهلوى و زمان قبل از انقلاب را درك كرده باشند به خاطر دارند كه در آن زمان موسيقىهاى آنچنانى در هر كوى و برزنى رايج بود و برخى افراد صداى آن را چنان بلند مىكردند كه موجب آزار و اذيت همسايهها و ديگرانى كه اطراف آنها بودند، مىگرديد و به هر حال اين وضعيت مشكلات و دردسرهايى را براى افراد متدين و مذهبى ايجاد مىكرد. در آن ايام يك بار اتفاق افتاد كه من با كسى همسفر شدم و در يك صندلى كنار هم نشسته بوديم. او شروع كرد به اينكه، بله، اوضاع خيلى خراب شده و زمانه، زمانه گناه شده و انسان از دست اهل معصيت آسايش ندارد. پرسيدم: چطور؟ چه چيزى است كه شما را اين قدر ناراحت و نگران كرده است؟ گفت: براى مثال، اين مسأله موسيقى مرا بيچاره كرده، مردم آن قدر بىحيا شدهاند كه اصلا اعتنايى به احكام الهى ندارند و هرچه هم نصيحت مىكنى اثر ندارد. من پرسيدم: به نظر شما آيا اين موسيقى و غنايى كه شما مىفرماييد، گناهش بزرگتر است يا غيبت؟ چون فردى روحانى بود و با معارف اسلامى آشنايى داشت، پاسخ داد: البته رواياتى كه درباره غيبت وارد شده بسيار عجيب است، و به نظر مىرسد ظاهراً گناه غيبت از غنا و موسيقى خيلى بدتر و بزرگتر باشد. من گفتم: بسيارى از گناهان ديگر نيز در مقايسه با موسيقى بسى بدتر و بزرگترند. براى مثال، ربا از آن جمله است و در مورد رباخوارى در روايات اين گونه آمده كه يك درهم ربا گناهش بدتر و بزرگتر است از گناه كسى كه ـ نعوذ بالله ـ هفتاد بار در خانه خدا و مسجد الحرام با محارم خود مرتكب فحشا شود!![١] من به آن آقا گفتم: اگر كسى علناً ربا بخورد آيا شما همين قدر ناراحت مىشويد كه اين صداى موسيقى آزارتان مىدهد و ناراحتتان مىكند؟ يا اگر كسى از مؤمنى نزد شما يا در جلسهاى غيبت كند، آيا به اندازه همين صداى موسيقى از آن ناراحت مىشويد؟
[١] همان، ج ١٠٣، ص ١١٦، روايت ٦، باب ٥.