رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٥ - دو نوع كاربرد واژه ها در قرآن
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقان؛[١] ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است، [كتابى] كه مايه هدايت مردم و[متضمن] نشانههاى هدايت و [ميزان]تشخيص حق از باطل است.
إِنّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمّا شاكِراً وَإِمّا كَفُورا؛[٢] ما راه را به او (انسان) نشان داديم؛ يا سپاس گزار خواهد بود يا ناسپاس.
اما گاهى مقصود از هدايت در قرآن، هدايت خاص است كه اصطلاحاً از آن به «ايصال الى المطلوب» تعبير مىشود. در اين نوع هدايت، خداوند غير از ارائه طريق و نشان دادن راه، دست بنده را مىگيرد و با عنايت ويژه و مدد خاص خود او را تا مقصد نيز مىرساند. آيات زير نمونههايى از كاربرد هدايت به معناى خاص است:
إِنَّـكَ لا تَـهْدِي مَـنْ أَحْـبَبْتَ وَلكِنَّ اللهَ يَهْدِي مَنْ يَشاء؛[٣] در حقيقت، تو هركه را دوست دارى، نمى توانى هدايت كنى، و ليكن خدا است كه هركس را بخواهد هدايت مى كند.
إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمِينَ؛[٤] همانا خداوند، گروه ستمكاران را هدايت نمىكند.
وَاللهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراط مُسْتَقِيم؛[٥]و خداوند هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى كند.
در هر صورت، مقصود اين است كه در بحث فعلى و مورد نظر ما نيز كلمه «عباد» در قرآن دو اطلاق عام و خاص دارد. گاهى «عباد» كه گفته مىشود مقصود تمامى بندگان هستند و همه آنها را در بر مىگيرد؛ نظير اين آيه كه مىفرمايد:
وَكَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيرا؛[٦] و كافى است كه پروردگارت نسبت به گناهان بندگان آگاه و بينا است.
[١] بقره (٢)، ١٨٥. [٢] انسان (٧٦)، ٣. [٣] فصص (٢٨)، ٥٦. [٤] مائده (٥)، ٥١. [٥] بقره (٢)، ٢١٣. [٦] اسراء (١٧)، ١٧.