رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٤ - ارائه الگويى صحيح از چگونگى اِعمال عاطفه
وَلَعَمرْي لَوْكُنّا نَأْتي ما آتَيْتُمْ ما قامَ لِلدِّينِ عَمُودٌ وَلا اَخْضَرَّ لِلاْيمانِ عُود؛ و به جان خودم سوگند، اگر ما آنگونه كه شما رفتار مىكنيد عمل مىكرديم، پايهاى براى دين برپا نمىگرديد و بر درخت ايمان شاخهاى سبز نمىگشت.
اگر اكنون مىبينيد كه دينى باقى مانده و عمود خيمه اسلام برپا است، مرهون فداكارىهايى است كه ما در راه دين خدا كرديم و در طريق اعتلاى كلمه حق و دين الهى ملاحظات دوستى و خويشاوندى را كنار گذاشتيم و با باطل و اهل آن، حتى اگر پدر و فرزند و برادرمان بودند به جنگ برخاستيم. اين همان صدقى است كه خداوند از ما مىخواهد و انتظار دارد:
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدِيلا؛[١] از ميان مؤمنان مردانىاند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند. برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از ايشان در انتظارند و [هرگز در عهد و پيمان خود] تغيير و تبديلى ايجاد نكردند.
اصولا اگر دين و ايمان بخواهد باقى بماند، نياز به چنين مردانى آهنين و پولادين دارد كه در مقام انجام وظيفه از هيچ چيز نهراسند و حتى اگر خواهر و برادر و پدر و فرزندشان سدّ راه دين و ايمان آنان شوند بىمحابا آنها را از ميان بردارند و كنار بزنند. اگر بنا باشد ملاحظات دوستى، خويشاوندى، پدر و فرزندى، و حزبى و جناحى در كار بيايد ديگر اسلامى باقى نخواهد ماند: لَوْكُنّا نَأْتي ما آتَيْتُمْ ما قامَ لِلدِّيِن عَمُودٌ وَلا اَخْضَرَّ لِلاْيمانِ عُود.
بنابراين گرچه اصل محبت به پدر و مادر و همسر و فرزند امرى مطلوب و از نعمتهاى الهى است و باعث بقاى نسل، بقاى خانواده و تشكيل جامعه و روابط اجتماعى صحيح و سالم مىشود، اما همين امر اگر از حد خود فراتر رود و چنان دلبستگى ايجاد كند كه مانع انجام ساير تكاليف گردد، امرى مذموم، مضر و خطرناك خواهد بود. دوستىها و عواطف و علاقهها نبايد مانع رفتن به جهاد، اجراى عدالت و انجام ساير تكاليف اجتماعى شوند؛ كه اگر اينگونه شد اثر آن معكوس مىشود.
اميرالمؤمنين(عليه السلام) نمونه و الگويى كامل و مجسّم از رفتار و روش و منش صحيح
[١] احزاب (٣٣)، ٢٣.