رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٤ - دو نوع كاربرد واژه ها در قرآن
است كه ايمان آوردهاند؛ آنان را از تاريكىها به سوى نور بيرون مىبرد. [اما] كسانى كه كافر شدند اولياى آنها طاغوت[ها] هستند، [كه] آنها را از نور به سوى تاريكىها بيرون مىبرند.
و باز براساس همين معنا است كه قرآن مىفرمايد، مؤمنان مولا دارند اما كافران را مولايى نيست:
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَْرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكافِرِينَ أَمْثالُها * ذلِكَ بِأَنَّ اللهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُم؛[١] مگر در زمين سير نكرده اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها بوده اند به كجا انجاميده است؟ خدا زير و زبرشان كرد، و كافران را نظاير [همين كيفرها در پيش]است. چرا كه خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند، ولى كافران را ولّى و سرپرستى نيست.
اگر «ولايت» به معناى عام آن را در نظر بگيريم، خداوند مولاى همه مردم، و مردم همه عبد و بنده خداى متعال هستند، اما به لحاظ «ولايت» به معناى خاص آن است كه قرآن مىفرمايد: أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُم. اين ولايت كه لازمهاش عنايت خاص، تربيت خاص و به تبع آن، نعمتهاى خاص است، به مؤمنان اختصاص دارد و كافران از آن حظ و بهرهاى ندارند.
به عنوان نمونهاى ديگر، نظير همين مسأله را مىتوان در مورد كاربرد واژه «هدايت» در قرآن ملاحظه كرد. قرآن اين كلمه را در دو معناى عام و خاص به كار مىبرد. مقصود از هدايت عام، نشان دادن راه است كه اصطلاحاً به آن «ارائه طريق» گفته مىشود. اين هدايت اختصاص به فرد يا گروهى ندارد و همه انسانها از آن بهرهمندند و بر اساس آن، خداوند راه سعادت را به همه انسانها نشان داده و آنها را به پيمودن آن توصيه فرموده، و در مقابل نيز با مشخص كردن مسير ضلالت و شقاوت، انسانها را از پيمودن آن برحذر داشته است. نمونههايى از كاربرد هدايت به اين معنا را مىتوان در آيات زير مشاهده كرد:
وَأَمّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى؛[٢]و اما ثموديان، پس آنان را هدايت كرديم [اما] كوردلى را بر هدايت ترجيح دادند.
[١] محمد (٤٧)، ١١ و ١٢. [٢] فصلت (٤١)، ١٧.