رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥ - مانعى مهم در مسير تكامل انسان
تفسير تقوا چنين آمده بود كه تقوا مانند آن است كه بيابانى پر از مار و عقرب باشد و كسى شبانه و در تاريكى بخواهد از آن بيابان عبور كند. طبعاً در چنين وضعيتى انسان هر قدمى كه برمىدارد احتمال مىدهد كه الان پايش را بر سر مار يا عقربى بگذارد و آن مار و عقرب او را نيش بزنند. اكنون تصور كنيد چنين كسى در چنين بيابانى چگونه حركت مىكند و چقدر محتاطانه گام برمىدارد تا از گزند آن مار و عقربها در امان بماند؟ حضرت مىفرمايد رعايت تقوا در زندگى نيز دقيقاً نظير همين حالت است. انسان متقى در تمام حركات و سكناتش و كوچكترين رفتارها و مسائل زندگىاش كاملا مراقب است كه خلاف رضاى حقتعالى قدمى برندارد. چنين كسى غير از دست و پا و زبان و چشم و گوش، سعى مىكند حتى خطورات ذهنى و قلب و دل خود را كاملا مراقبت كند تا لغزشى از وى صادر نگردد. از اين رو انسان متقى سعى مىكند غير از كنترل اعضا و جوارح ظاهرى، دل خود را نيز از حقد و كينه و حسد و امثال آنها عارى و پاك گرداند. البته همانطور كه اشاره كرديم، اگر انسان بخواهد اين كار را به تنهايى و فقط با تكيه بر عزم و اراده و تلاش خود انجام دهد بسيار سخت و دشوار است، اما اگر كسى كمر همت بندد، با عنايت و مدد خداى متعال همه سختىها آسان و مشكلات هموار مىگردد.
به هر حال، ما براى تكاملْ راهى بسيار طولانى پيش رو داريم كه تقريباً ميل به بىنهايت دارد، و از سوى ديگر نيز در هر قدم آن با صدها خطر روبرو هستيم و ما براى رسيدن به «فلاح» بايد اين خطرها و موانع را پشت سر بگذاريم. برخى از اين خطرها و موانع نظير اين است كه در مسيرى قير ريخته باشند و انسان بخواهد از آن عبور كند. در چنين جايى اگر انسان مراقب نباشد و حواسش را كاملا جمع نكند قيرها به دست و پاى انسان مىچسبد و اين چسبندگى گاه به حدى مىرسد كه انسان را كاملا بر جاى خود ميخكوب مىكند و اجازه هرگونه حركتى را از او سلب مىكند. اين چسبندگى همچنين موجب مىشود لحظه به لحظه قيرها و اشيايى ديگر به دست و پا و بدن و لباسهاى انسان بچسبد و غير از آلودگى و كثافت و بوى بدى كه به همراه مىآورد، سنگينى و ثقل فوقالعادهاى را نيز بر او تحميل مىكند و او را از نفس انداخته، كاملا از رفتن بازمىدارد. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد: