رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - ملاحظه خود يا خدا؟
برساند. بحثهايى كه تا به حال در مورد مرور كريمانه بر لغو و بىاعتنايى و سكوت در مقابل رفتار جاهلانه نابخردان داشتيم، در واقع مربوط به جايى است كه با اين رفتار اهانتى به «من» بشود و حقى از «من» تضييع گردد. اينجا است كه مىگوييم بايد برخورد كريمانه داشت و با بزرگوارى و حلم از كنار اهانتها و جسارتهاى افراد بىخرد عبور كرد. اما اگر رفتارى است كه نه موجب بىاحترامى و خرد شدن شخصيت «من»، بلكه سبب تحقير و بىحرمتى «مؤمن» مىشود، آنجا خداوند اجازه شكسته شدن حرمت «مؤمن» و تحقير او را نمىدهد. اين قبيل موارد در واقع مصداق اين آيه شريفه است كه:
وَلَنْ يَجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلا؛[١] وخداوند هرگز براى كافران بر [زيان]مؤمنان [راه] تسلطى قرار نداده است.
اراده الهى بر آن است كه «مؤمن» از آن جهت كه مؤمن است هميشه بايد عزيز باشد و خداوند اجازه بىاحترامى به مؤمن را نمىدهد:
وَللهِِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِين؛[٢] و عزت مخصوص خدا و پيامبر و مؤمنان است.
اما در هر صورت انسان بايد در اين گونه موارد كاملا مراقب باشد و دقت كند كه آيا واقعاً ناراحتىاش از آن جهت است كه «مؤمن» تحقير شده و مورد اهانت قرار گرفته، يا از آن جهت كه به «من» اهانت شده و احترام «من» رعايت نگرديده، آزردهخاطر شده است. اصولا يكى از برجستگىها و امتيازات نظام ارزشى اسلام مربوط به همين لطافتها و نكتههاى ظريف است و دقت فوقالعاده اسلام در مسائل را نشان مىدهد. چه بسا رفتارها و اعمالى كه مردم آنها را يكسان و مساوى مىبينند و مىپندارند، اما واقعيت اين است كه از زمين تا آسمان تفاوت دارند. براى مثال، گاهى دو نماز است، هر دو با لحن زيبا و در مسجد و در صف اول؛ اما در روايت مىفرمايد دو نفر وارد مسجد مىشوند و هر دو هم مثل هم نماز مىخوانند، در حالى كه نماز يكى او را بهشتى، و نماز ديگرى او را جهنمى مىكند!
گرچه پوسته و ظاهر هر دو عمل يكى است، اما اين روايت و امثال آن، توجه ما را به
[١] نساء (٤)، ١٤١. [٢] منافقون (٦٣)، ٨.