رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - وجه اختلاف تعابير آيات در توصيف مفلحان
روى آن وصف يا اوصاف خاص تأكيد شود. به عبارت ديگر، ما يقين داريم كه اين اختلاف تعبيرْ گزافى و اتفاقى نيست و خصيصه فصاحت و بلاغت كلام، كه قرآن كريم در حد اعجاز از آن برخوردار است، ايجاب نموده كه اين اختلاف تعبير وجود داشته باشد. فصاحت و بلاغت قرآن در حدى است كه ما قطع داريم آيه و كلمه كه جاى خود دارد، حتى شماره حروف و انتخاب حروف آن هم با برنامه و حساب و كتاب است. البته اينكه در هر موردى چه اغراض و اقتضائات خاصى در كار بوده، چيزى است كه ما نمىتوانيم دقيقاً آن را مشخص نماييم و درك كنيم، و علم آن نزد خداى متعال و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه طاهرين(عليهم السلام) است.
در هر صورت، همه اين مفاهيم و اوصافى كه در ارتباط با فلاح ذكر گرديده و شرط آن دانسته شده، قدر جامع و قدر مشترك آنها و عامترين مفهومى كه بتوان به جاى همه آنها بيان كرد «تقوا» است و چيزى از اين اوصاف و مفاهيم وجود ندارد كه خارج از تقوا باشد. همانگونه كه اشاره كرديم، در آيات ابتدايى سوره بقره پس از آنكه مىفرمايد اين كتاب، هدايت براى متقين است، برخى اوصاف متقين را ذكر مىكند و در نهايت مىفرمايد «مفلحين» و رستگاران نيز در واقع همين «متقين» هستند:
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالاْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
يعنى تا نباشد نماز و زكات و ساير افعال و مواردى كه در اين آيات و ساير آيات قرآن ذكر شده، «متقين» صدق نمىكند. به عبارت ديگر، تقوا مشتمل بر اين امور است و اين عوامل هستند كه موجب تزكيه و رشد انسان مىشوند و آدمى را از آلودگىها پاك مىكنند. همانند درختى كه آن را هرس مىكنند و زوايد و شاخ و برگهاى اضافى آن را مىزنند تا بيشتر رشد كند، اين امور نيز حشو و زوايد را از صفحه دل و ضمير و وجود انسان مىزدايد و موجب رشد و كمال او مىگردد.
پس اگر از ما بپرسند كه از ديدگاه قرآن چه چيز موجب فلاح و رستگارى است، در يك كلمه مىتوانيم بگوئيم اين عامل، يعنى «تقوا» است. اگر سؤال كنند: تقوا چيست؟ باز