رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٦ - اولين صفت سلبى عبادالرحمان دورى از شرك
وَلَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّة رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوت؛[١] و همانا در ميان هر امتى فرستادهاى برانگيختيم كه: خدا را بپرستيد و از طاغوت دورى گزينيد.
اين مسأله حتى در تعاليم برخى از كسانى كه پيامبر نبودهاند و ذكر آنها در قرآن آمده است نيز ديده مىشود. براى مثال، اين مطلب را در پندهاى لقمان حكيم به پسرش ملاحظه مىكنيم. البته گرچه ظاهر برخى دعاها و شواهد ديگر حاكى از اين است كه حضرت لقمان پيامبر بوده، اما به هر حال براى ما به درستى روشن نيست كه جناب لقمان پيامبر بوده يا فقط انسانى وارسته و حكيم بوده است. در هر صورت، قرآن كريم از حضرت لقمان به عنوان بندهاى شايسته كه خداوند به او حكمت عنايت فرموده بود ياد مىكند و بخشى از پندهاى وى به پسرش را در سوره «لقمان» آورده است. از جمله اين مواعظ و در صدر آنها اين است كه حضرت لقمان به فرزندش مىگويد:
يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيم؛[٢] اى پسرم! به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است.
اكنون در سوره فرقان نيز در توصيف عباد الرحمان، اولين صفتى كه در مقام بيان صفات سلبى ذكر مىشود مسأله شرك است. شرك انواع و مراتب مختلفى دارد كه برخى اعتقادى و برخى عملى است. براى مثال، يكى از انواع شرك اعتقادى «شرك در خالقيت» است كه كسى جهان را داراى دو يا چند خالق و آفريننده بداند. شرك اعتقادىِ ديگر «شرك در ربوبيت» است كه دو يا چند خدا را در اداره و تدبير عالم دخيل و مؤثر بدانيم. اما آيه مورد بحث ما ظاهرش شرك اعتقادى نيست بلكه به شرك عملى نظر دارد. ظاهر اين عبارت كه مىفرمايد: لا يَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَر، شرك در عبادت است و مقصود اين است كه عبادالرحمان در مقام پرستش چيزى را شريك خدا قرار نمىدهند.
همچنان كه اشاره كرديم، شرك منحصر در شرك اعتقادى نيست كه، براى مثال، كسى معتقد باشد آفريننده جهان دو يا چند خدا است. كسى ممكن است خالق جهان را يگانه و يكتا بداند اما به دلايلى ـ نظير شبهه يا عادات و رسوم و يا شرايط خاص اجتماعى ـ
[١] نحل (١٦)، ٣٦. [٢] لقمان (٣١)، ١٣.