رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٢ - بحث صفات ثبوتى و سلبى در عبادالرحمان
تا اينجا تقريباً پنج صفت از اين اوصاف را مورد بحث و بررسى قرار دادهايم. اولين صفت، تواضع بود كه اينگونه مورد اشاره قرار گرفت:
الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَْرْضِ هَوْنا؛[١] آنان كه به نرمى بر زمين راه مىروند.
به نرمى راه رفتن كنايه از متواضعانه راه رفتن است. همچنان كه به هنگام بحث از اين آيه گفتيم، متواضعانه راه رفتن در واقع نمادى است از روح كلى تواضع، وگرنه قطعاً مراد اين نيست كه عبادالرحمان فقط در راه رفتنشان متواضعند اما در ساير رفتارهايشان وجود و عدم تواضع برايشان مطرح نيست. كسى كه از «عباد الرحمان» است به جز راه رفتن؛ در گفتن، نوشتن، نشستن، برخاستن، بحث كردن، معاشرت با دوستان و نزديكان و خانواده، و ساير حركات و سكناتش نيز حتماً روح تواضع وجود دارد. البته آنچه كه در اين ميان بيش از همه به چشم مىآيد و همه مىتوانند آن را ببينند و تشخيص دهند، تواضع در راه رفتن است كه باد در غبغب نمىاندازند و سر و سينه را بالا و راست نمىگيرند و سر به زير و آرام و بىتبختر و تكبر راه مىروند.
صفت دوم اين بود كه:
وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما؛[٢] و هنگامى كه نادانان آنان را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گويند] به آنها سلام مىگويند [و با بىاعتنايى و بزرگوارى مىگذرند].
اين در واقع نشانه «حلم» و خويشتندارى عبادالرحمان است كه وقتى با افراد نادان مواجه مىشوند و رفتار نابخردانهاى از آنان نسبت به خود مشاهده مىكنند، زود منفعل نمىشوند و بزرگوارانه، در برابر رفتار و گفتار ناشايست آنان، واكنشى نرم و ملايم از خود نشان مىدهند.
البته اين دو صفت به هم نزديكند و انسانهاى متواضع، در واقع همان روح تواضعشان سبب مىشود كه در مقابل رفتار و گفتار جاهلانه و ناشايست ديگران پرخاش نكنند و درصدد مقابله به مثل برنيايند.
و اما صفت سوم اينگونه مورد اشاره قرار گرفت:
[١] همان، ٦٣. [٢] همان.