رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - قرآن و معرفى الگوها در قالب بيان اوصاف
به نام «عباد الرحمان» مطرح است. قبل از آنكه به بررسى صفات «عباد الرحمان» كه در سوره فرقان آمده است بپردازيم، مناسب است تأملى در خود اين عنوان داشته باشيم.
قرآن كريم در موارد متعددى انسانها را با عنوان «عباد» ياد كرده است. اين كلمه در قرآن گاهى به تنهايى و بدون اضافه شدن به چيز ديگرى آمده است؛ نظير اين آيه كه مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ عِبادٌ أَمْثالُكُم؛[١] هر آينه كسانى را كه غير از خدا مى خوانيد، بندگانى همچون خود شما هستند.
و گاه نيز اين كلمه به كلمهاى ديگر اضافه شده است، كه البته مضاف اليه آن در همه موارد يكى نيست و تفاوت مىكند؛ براى نمونه مىتوان به مواردى نظير عِبادَ الله،[٢] عِبادُ الرَّحْمن،[٣] عِبادِي،[٤] عِبادِك،[٥] عِبادِه[٦] و عِبادِنَا[٧] اشاره كرد.
قرآن كريم از سوى ديگر نيز خداى متعال را نسبت به بندگان، «مولا» يا «ولىّ» مىنامد. «مولا» و «ولىّ» هر دو از يك ريشه و تقريباً به يك معنا هستند، گرچه از نظر ادبى اندك تفاوتى با يكديگر دارند كه اين مقال جاى پرداختن به آن نيست.
به هر حال، به طور كلى، اينكه بگوييم «مردم بندگان خدا هستند و خداوند مولاى آنان است»، به خودى خود بار ارزشى خاصى ندارد و نظير آن است كه بگوئيم «مردم مخلوق خدا هستند و خداوند خالق آنها است». اما در مواردى، به خصوص آنجا كه اين كلمه (عباد) به ياى متكلم و يا وصفى از اوصاف خداوند اضافه گردد و «عبادى» و يا، براى مثال، «عباد الرحمان» گفته شود، بار ارزشى خاصى دارد و نكتهاى خاص در آن لحاظ مىگردد. در اين موارد به لحاظ نكته و
[١] اعراف (٧)، ١٩٤. [٢] صافات (٣٧)، ٧٤؛ و موارد ديگر. [٣] زخرف (٤٣)، ١٩و فرقان (٢٥)، ٦٣. [٤] بقره (٢)، ١٨٦؛ و موارد ديگر. [٥] نمل (٢٧)، ١٩؛ و موارد ديگر. [٦] انعام (٦)، ١٨؛ و موارد ديگر. [٧] يوسف (١٢)، ٢٤؛ و موارد ديگر.