رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٩ - قرآن و معرفى الگوها در قالب بيان اوصاف
جاهليت بين اعراب وجود داشت و آنان كارهايى را به عنوان مصاديق نيكوكارى و «بِرّ» مىدانستند. براى مثال، مىگفتند در ايام حج نبايد از درِ خانه وارد شد، و از اين رو از بالاى ديوار وارد خانههايشان مىشدند! يا در عباداتشان بسيار اهتمام داشتند كه رويشان حتماً به سمت خاصى باشد، و امورى از اين قبيل كه هيچ اصالت و واقعيتى نداشت. قرآن مىفرمايد انجام اينگونه كارها دليل برّ و نيكى نيست.
طبيعى است كه هر فردى مايل است انسانى خوب و اهل برّ و نيكى باشد و هيچ كس را نمىتوان پيدا كرد كه بگويد من دوست دارم انسان بدى باشم. حتى كسانى هم كه كار بدى مرتكب مىشوند سعى دارند به گونهاى آن را توجيه نمايند.
در هر صورت، همه انسانها دوست دارند حتى به ظاهر هم كه شده، افرادى خوب و نيكوكار باشند، و در اين مقدار از مسأله اختلافى وجود ندارد. آنچه در اين ميان مشكلآفرين و دردسرساز مىشود اين است كه در تعيين مصاديق برّ و نيكى اختلاف نظرهاى فراوانى وجود دارد. قرآن كريم در اين آيه مىفرمايد خوبى اين نيست كه رويتان را به اين سو يا آن سو كنيد، بلكه اگر به دنبال برّ مىگرديد و مىخواهيد انسانى خوب و اهل برّ باشيد، بدانيد كه انسان نيكوكار كسى است كه اهل اين كارها باشد:
آمَنَ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الآْخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَالصّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَالضَّرّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ.
همانگونه كه ملاحظه مىشود، قرآن كريم بر اساس همان روش كلى كه در ابتداى بحث اشاره شد، در اين آيه نيز براى معرفى نيكوكاران و كسانى كه اهل «برّ» هستند مجموعهاى از صفات و افعال را ذكر كرده است. اگر اين صفات با آنچه كه در آيات ابتداى سوره بقره در وصف «متقين» آمده است مقايسه گردد، جهات اشتراك متعددى بين آنها ديده مىشود. از همين رو مىبينيم در پايان اين آيه و پس از ذكر صفات و افعال مذكور، چنين كسانى را به عنوان «متقين» معرفى مىكند: أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُون.