رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٦ - افسانه يا واقعيت
جوان بودم، در مسجد سهله و در مقام ابراهيم كه نماز مىخواندم، در ركعت اول سوره بقره و در ركعت دوم سوره آل عمران را قرائت مىكردم!
كسى كه فقط در يك نمازش دو سوره بقره و آل عمران (يعنى نزديك به چهار جزء قرآن) را از حفظ مىخواند، قطعاً اين قبيل آيات برايش افسانه و عجيب نمىنمايد.
در حالات مرحوم شيخ انصارى آوردهاند كه در ايام درس و بحثش در نجف، روزى در گرماى تابستان وارد منزل مىشود. كسانى كه تابستان نجف را ديده باشند، مىدانندكه چقدر گرم و سوزان است. در مقايسه، آب و هواى نجف از حيث گرما، چيزى شبيه شهرهاى جنوبى ايران نظير دزفول و اهواز است. در هر صورت، شيخ در آن گرماى سوزان در حالى كه تشنه بوده از راه مىرسد و تقاضاى آب مىكند. آن زمانها در نجف از يخ و يخچال خبرى نبوده و براى تابستان و نگهدارى مواد غذايى و خنك كردن آب، سردابهاى عميقى درست مىكردهاند و مشكها و كوزههايى را داخل سردابها آويزان مىكردهاند تا قدرى خنك شود. از اين رو تا بروند و از داخل سرداب آب را بالا بكشند و بياورند، شيخ فرصت را غنيمت شمرده و با خود مىگويد، خوب است دو ركعت نماز بخوانم، و پس فوراً تكبير مىگويد و مشغول نماز مىشود. تصور كنيد، ظهرِ تابستانِ نجف با گرماى ٥٠ درجه، شيخ انصارى از درس خسته بازگشته وگفته برايش آب بياورند؛ اما در اين فاصله هم بىكار نمىنشيند و مشغول نماز مىشود! در هر صورت، پس از مشغول شدن به نماز، از قضا در حين نماز شيخ حال معنوى خوبى پيدا مىكند و براى كسب لذت بيشتر از صحبت و ديدار محبوب، مشغول خواندن يكى از سورههاى طولانى قرآن مىشود. از اين رو تا نماز شيخ تمام شود مدتى طول مىكشد. در نتيجه هنگامى كه شيخ مىخواهد آب را بياشامد، گرم شده است. در نهايت شيخ كمى از همان آب گرم را مىنوشد و خدا را شكر مىكند و پى كار خود مىرود!
آرى، اينها هستند عبادالرحمان و كسانى كه مىتوانند به تبعيت از پيامبر(صلى الله عليه وآله) بگويند: قُرّةُ عَيْنى فِى الصَّلاةِ؛[١] نور چشم من در نماز است.
بارى، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) مطمئناً مصاديق بارز اين قبيل آيات هستند و
[١] بحارالانوار، ج ٧٦، ص ١٤١، روايت ٨، باب ١٩.